تبليغاتX
ابزورد ...بی مادر تنهای تنهاست
 

رنگ و روغن روی بوم - ابعاد 94 * 185 س.م - مجموعه موزه رضا عباسی

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم دی 1386ساعت 21:54  توسط محمد   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دختران ایرانی شاد هستند.می خندند و بازی می کنند.این تصویری از بازی دختران ایرانی است.اینها همه دختران ایران نیستند اما همین چند تا هم که شاد هستند خودش نعمتی است.باقی تصاویر و عکس های دختران شاد ایرانی در حال اسکیت سواری و اسکیت بازی را می توانید در  اینجا  ببینید.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1386ساعت 17:30  توسط محمد   | 

می خواهید بدانید چند روزه هستید،یعنی مثلا در سن سی سالگی یا هفتاد سالگی چند روز در این دنیا بوده اید و چند روز خوش و ناخوش زندگی کرده اید؟
برای دانستن این امر به سایت  پیتر راسل  [ peter  russell ]بروید و با قید تاریخ تولدتان به میلادی تعداد روزهای زندگی تان را بیبید.برای تبدیل تاریخ تولد شمسی به میلادی هم می توانید از  این سایت بهره ببرید.


برای روزهای سرد و یخ زمستان ۸۶ که در سایه رییس جمهور محبوب و دوست د اشتنی که مملکت را کلا تعطیل می کند تفریح خوبی است.البته اگر تعداد روزهای زندگی را یافتید یک حساب سردستی هم بکنید و ببینید چند روز است که زیر سایه دولت مهرورز نهم زیست می کنید.کم کم دارد زیست ایرانیان در دولت نهم هم دوگانه می شود.نه؟!!

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1386ساعت 22:9  توسط محمد   | 

بیش از یک هفته است که وضعیت ناگواری در استان حاکم است و کسی قصد عذرخواهی از ملت را ندارد.انگار حالی شان نیست که یک هفته در سرمای زیر ۳۰ درجه زندگی کردن و بدون گاز بودن یعنی چه....مشکین شهر، پارس آباد و خلخال با قطعی گاز مواجه اند و همین امر باعث شده است مردم در تامین مایحتاج عمومی با مشکلات عدیده ای مواجه شوند.دولت نهم اما تا به حال تنها کاری که توانسته انجام بدهد تعطیلی کشور بوده است.دولت با تعطیلی کشور خواسته است تا صورت مساله را حل کند.اینک مردم در مضیقه شدید هستند و دولتی ها فقط قول می دهند که مشکل را حل کنند ولی کسی نمی تواند این کار را بکند.گاز قطع می شود و با افت فشار مواجه است و دولتی ها زور می زنند که مردم صرفه جویی کنند.تبلیغات پر سر و صدایی راه انداخته اند که اگر مردم صرفه جویی کنند مشکل قطعی گاز حل می شود اما مگر این ممکن است.شاید صرفه جویی در این هوای سرد و یخ بتواند 5 یا 10 درصد از مشکل را حل کند اما به قول امام جمعه اردبیل : آیا کارشناسان و مهندسان گاز کشور نمی دانستند که برای مناطق سردسیر کشور باید ازامکانات  لوله های مناسب استفاده کنند و مقصر اصلی انها هستند که نتوانسته اند آینده نگری کنند و احتمال سردی هوا در زمانی قریب و بعید رابدهند.

استاندار اردبیل دیشب گفته بود که تا ساعت 6 عصر جمعه مشکل قطعی گاز در استان حل می شود اما نشد.اتفاقا امروز صبح 20 درصد قطعی گاز در اردبیل رخ داد و مناطقی از بخش جنوبی اردبیل در حوالی دریاچه شورابیل با قطع گاز روبرو شدند.

نان در اردبیل هم گران شده است.اما گرانی آن در شهرهای استان واویلاست.در خلخال و مشکین شهر یک بسته ده تایی نان لواش 2000 تومان فروخته می شود و یک گالن نفت 6000 تومان.وسایل برقی و نفتی هم که 50 درصد رشد قیمت  دارد.

می دانید این خراب شده چقدر سرد است.زمهریر است به خدا.یخِ یخِ یخ...سرمای گزنده از در و دیوار خود را می تپاند در خانه.من همه جای خانه را با پتو پوشانده ام اما باز هم سرما می تپد تو.چنان سرمایی است که پوست را جر می دهد.پوست ترک می خورد و بیماری زیاد شده است.

دولت نهم در این وضعیت نتوانست خوب عمل کند.احمدی نژاد در ویوله سرما و بدبختی ملت رفت سفر استانی و از فارس دیدار کرد.دولت عدالت محور خوب عمل نکرد.نتوانست با برف مقابله کند.حالا هی بگوید و شعار بدهد که ما برای مردم دنیا و برای اداره جهان برنامه  داریم و چه و چه.

سید حسن عاملی امام جمعه اردبیل به دولت گفت که اگرچه مازندران و گیلان با مشکل مواجه اند اما استان اردبیل با سرمای ویژه ای مواجه است و این حق اردبیل است که از توجه بیشتری برخوردار شود.

اما مدیران استانی فقط بلد هستند که هی در صفحات تلویزیون ظاهر شده و بگویند که ما داریم مشکل مردم را حل می کنیم ولی مشکل وقتی که حل نمی شود مگر این بروبیا فایده ای دارد.هی بیایند بگویند که همه در تلاش اند و ببینید داریم با وزیر و معاون صحبت می کنیم و داریم نانوایی ها را 24 ساعته اداره می کنیم و داریم چی چی می کنیم و ....اینها یعنی ناتوانی دولت نهم و دولتیان پرمدعای عدالت گرا در روبرو شدن با مساله ای به نام بحران برف.

راستی یادتان است پارسال همین دولتی های عدالت گرا چه طور دولت بوش را مسخره می کردند در جریان سیل های توفانی و توفان های بسیار شدید آمریکا.خوب است که از آن توفان ها در ایران نمی وزد و گرنه اینها همان اول کار مستاصل می شدند.

و این هم : دیروز یک کارتن خواب در کنار پل هفت چشمه جان سپرد.

+ نوشته شده در  بیست و یکم دی 1386ساعت 21:13  توسط محمد   | 

 

مهران قاسمی رفت.هی خدا،چه آسان می بری اینها را از پیش ما؟
ای خدا،مهران تازه رفته بود در ۳۰ ساله گی اش..
می دانی ۳۰ ساله گی چه طعمی دارد.می خواست
 چشمانش را دیگر نبندد  و زندگی را جور دیگری ببیند.
هی خدا،می دانستی که 
سارای همسرش  دوست داشت
در روزهای برفی دوش به دوش مهران برود
اما الان در ذهن اش با او قدم می زند..
.آی خدا...آی خدا...چه زود می بری مان؟
چه بی رحم شده ای...چه ات شده است؟
دوست مان نداری دیگر؟نکند چیز دیگری
بهتر از ما آفریده ای که اینجوری تلخ
و گس شده ای برای مان؟راست اش را بگو...
دل ات به رحم نیامد
وقت ستاندن روح جوان مهران جوان؟

 

دیگر حرفی ندارم.همین قدر بس ات است!

+ نوشته شده در  هجدهم دی 1386ساعت 23:20  توسط محمد   | 

 

رها یگانه در سایت فارسی بی بی سی گفتگوی جالب و خواندنی با استاد بیضایی انجام د اده است که لینک آن در  اینجا  قابل دسترسی است.اما چون این سایت فیلتره من متن کامل گفتگو رو برای کسانی که فیلتر شکن ندارن در ادامه مطلب آوردم...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شانزدهم دی 1386ساعت 23:22  توسط محمد   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

" افرا " بالاخره روی صحنه رفت.استاد کارش را کرده و تاتر در تالار وحدت اوج گرفته است.کاش می شد جزیی کوچک مثلا غباری در فضای نمایش بیضایی بود یا واژه ای حتی از زبان شخصیت های قرص و محکم بهرام بزرگ.اینک این تنها بیضایی است که فروغ تاتر ایران است و تنی چند دیگر که شاید دو سه تا بیشتر نشود و کسی هم چندان به شان اهمیتی قایل نیست چرا که همواره قدرت و سیاست از تاتر ترسیده اند و می ترسند.

بریا دیدن تصاویری دیگر از افرای بیضایی اینجا  را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1386ساعت 15:5  توسط محمد   | 

 

کوءنه گووی بوکن اولسون

قاتتیوب بوکن اولسون

من سنه گوءز تیکمیشم

سنه گوز تیکن اولسون

+ نوشته شده در  سیزدهم دی 1386ساعت 22:45  توسط محمد   | 

هشت - نه سال پیش که در روستای زیبای کوهساره معلم بودم [ سربازی معلم بودم ] شیوه های تدریس تازه ای را می آزمودم و از جمله در درس انشا از گفتن موضاعات تکراری انشا مانند فواید گوسفند و فصل پاییز و چگونه تابستان خود را سپری کردید خودداری می کردم.بچه را تشویق به خواندن کتاب داستان می کردم و چون در ان روستای محروم کتاب داستان پیدا نمی شد با هزینه خودم برای شان کتاب می خریدم و به عنوان جایزه به شان هدیه می کردم و آنها هم داستان ها را می خواندند و در کلاس در مورد آن صحبت می کردیم.یا اینکه می گفتم از بزرگترهای تان بایاتی ها و ناغیل ها [ بایاتی اشعار فولکولور دو بیتی است که معمولا محتوایی حکمت آمیز دارد یا عاشقانه و یا ... و ناغیل هم که همان قصه است ] را یاد بگیرید و در دفترتان ثبت کنید.گاهی هم می گفتم در کلاس تا هر چند تا که می توانند و می دانند از اسم و کلمه و وازه ردیف کنند و بنویسند.بدون هیچ ترتیب و محتوا و راهنمایی خاصی.مثلا اسم زنانه و مردانه می نوشتند و عجیب چیزهایی در می امد از لابلای آن.بالاخره درس شیرینی بود و بچه های مدرسه بهار کوهساره در آن سال ها واقعا تفاوت عجیبی با بچه های دیگر داشتند.خیلی ذهن داستانی و روشنی پیدا کرده بودند.کمی هم برای شان داستان نوشتن یاد داده بودم و حالا هر وقت موضوع انشا می گفتم برای آن داستان خلق می کردند.بعدا بیشتر درباره آن روزها خواهم نوشت.

داغـــلاردا اکـــدیم اکـــین
آلـــدیـــلار الـــیمـدکـــین
هئچ نـــنه نون اولماسون
بالاسی منـــیم تکـــین

این قطعه شعر هم یادگار ان سال هاست که کی از دانش آموزان دختر نوشته بود و نگه اش داشته ام.فرصتی شد قطعات دیگری هم هست که می نویسم. 

 

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1386ساعت 16:12  توسط محمد   | 

 

آقای غفارزادگان برای این قسمت از نوشته ام درباره امین پور :

 "  هر وقت ازش اسمی به میان می آمد دایی می گفت : نابغه است.آدم محشری ئه.تک ئه. و همیشه همین بود.هروقت از داوود غفارزادگان می پرسیدم که دایی جان چه خبر از قیصر ؟ می گفت که حال اش این روزها خوب نیست.مریض است  "

  که در روز بعد از سفر قیصر نوشته شده توضیحی میل کرده است بدین شرح :

 " چرا اينهمه از من نقل قولهاي ناقص در وب ات مياوري -خدا را خوش نمياد بخدا.من كجا گفته ام قيصر نابغه است يا از واقعيت ها نوشت ... "

از بابت این پیش آمد عذر می خواهم.شاید در شنیدن درست گفته های دایی اشتباه کردم و در انتشار عجله.ولی خب دایی همیشه ازش تعریف می کرد و من به همین روال در جاگزینی واژه خودسری کرده ام.البته اگر کلمه نابغه و محشر از آن جمله حذف بشود باقی قضیه درسته و فکر می کنم صحیحه .باز هم از ایشان عذر می خواهم و قول می دهم که دیگر تکرار نشود.به خدا ...! قبوله آقا؟

 

 

 

+ نوشته شده در  هشتم دی 1386ساعت 18:54  توسط محمد   | 

استاد اکبر رادی ؛ مانا و در یاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرگ در زمستان روی سنگ فرش خیس از اشک خانومچه

استاد رفت.بی اینکه ازش بیاموزیم و بیشتر بدانیم از درام و از نمایش و از صحنه.
رادی رفت و در این ۶۰ و چند سال هیچ نامردی نکرد در حق تاتر.
نه جایی دیگر رفت و نه بر جای دیگری نشست.
ماند و تاتری و ماند و تاتری رفت.کتاب نمایش نامه های رادی را دایی ام برای ام خرید
فکر می کنم ۱۰ سال یش و گفت تا ندانی که واقعیت چیست
و نتوانی به شیوه رئال بنویسی نمی توانی کاری از یش ببری
و من که هنوز در همان الف راه مانده ام ا در گل!رادی رفت
و افسوس ماند برای ما.که هر چه داشت و هر چه ازش مانده
آبروی تاتر ایران است و تاریخ و فرهنگ ایران.
دارند می روند.
رضا سید حسینی چند جمله کوتاه ایراد کرده بود
در غم فراق یاران که دارند
یکی یکی می روند و او مانده است تنها
.تنهایی هم بد دردی است
خصوصا اگر همراهان ۵۰ ساله گی ات
کسانی باشند چون رادی و بیضایی
و سمیعی و احمدی و صلاحی و امین پور جوان حتی
و ......

در ادامه مطلب گفتارهایی چند درباره استاد رادی آمده است و نیز تصاویری از او.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفتم دی 1386ساعت 21:42  توسط محمد   | 

شبکه یک سیمای ملی ایران که رسانه ملی اش می نامند و از ملت درش خبری نیست جمعه هر هفته ساعت ۷.۳۰ شب سخنرانی رحیم پورازغدی را پخش می کند.بگذریم از مباحث مطرح شده که اصلا حالش را ندارم در موردش چیزی بنویسم.اما امروز که یک لحظه تلویزیون را روشن کردم ببینم خبری هست یا نه دیدم که بعله خبری هست.تلویزیون داشت سخنرانی رحیم پور را پخش میکرد در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه بروجرد. تصویر یک پلاکارد هی روی آنتن می رفت که روش نوشته شده بود : مقدم دانشمند فرزانه استاد رحیم پور ازغدی را گرامی می داریم....این دانشمندی و فرزانگی این روزها و در سایه توجهات دولت نهم و اصولی های کشور به هر کسی اطلاق می شود و کسان ابا ندارند از پذیرفتن آن.چه خیلی از این دانشمندان فرزانه اصلا مال این حرفها نیستند که.همین جوری بود دیگر.

+ نوشته شده در  هفتم دی 1386ساعت 19:43  توسط محمد   | 

بی‌نظیربوتو رهبر حزب مردم پاكستان در حمله انتحاری در شهر راولپندی در جنوب اسلام آباد بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان دولتی راولپندی کشته شد.
این حمله انتحاری در محل نشست حزب مردم پاكستان در راولپندی عصر پنجشنبه حداقل ۲۰ كشته و۶۰ زخمی برجا گذاشتمنابع محلی اعلام كرده‌اند كه اصابت گلوله به گردن خانم بوتو باعث مرگ وی شده است
رحمان ملك مشاور امنیتی حزب مردم پاکستان بعد از حمله انتحاری اعلام كرد كه قبل از انفجار ابتدا به سمت خودرو خانم بوتو تیراندازی شد و سپس انفجار مهیبی «لیاقت باغ» محل تجمع طرفداران حزب مردم را سیاه كرد.به گفته وی، این انفجار در حالی صورت گرفت كه سخنان بی‌نظیر بوتو تمام شده بودوزارت كشور پاكستان این خبر را تایید كرده است.

 

ترور بی نظیر بوتو می تواند به تشدید اوضاع وخیم پاکستان و آشوب های گسترده بیانجامد.نبود سیستم دموکراتیک در پاکستان منجر به وخامت وضع در این کشور شده و ترور به عنوان جزیی از زندگی روزمره و سیاسی مردم شده است.اینک با ترور یکی از نیروهای متمایل به اصول دموکراتیک که می توانست با تلاش تدریجی به سوی نهادینه کردن دموکراسی و قانون در پاکستان گام بردارد راهی دشوار أآغاز می شود که پیش بینی آن سخت است.اینک مشرف و دیگران باید مواظب خودشان باشند.سایه ترور در این کشور مهم همه معادلات را به هم خواهد ریخت.

+ نوشته شده در  ششم دی 1386ساعت 18:57  توسط محمد   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ششم دی 1386ساعت 17:23  توسط محمد   | 

سه هفته ای بود که کامپیوتر خراب شده بود و من در این مدت هیچ رابطه ای با رایانه نتوانستم برقرار کنم.خیلی بد و خیلی خوب بود.هم بد بود چون نمی توانستم وب بنویسم و وب گردی کنم و هم خوب بود چون خیلی راحت و بی خبر زندگی کردن می چسبد.بی هوا.بی اراده.بی نفس بودن است جوری.حتی روزنامه هم دیگر نمی خوانم و جز نگاهی سرسری از سر عادت به تیتر های مجلات و روزنامه های روی دکه هیچ خبری نخواندم و هیچ چیز دیگری را سراغ نگرفتم.البته سر میز صبحانه در اداره یک خبر خوب خواندم که بچه ها نشانم د ادند.خبر انتشار رمان فال خون به زبان انگلیسی در آمریکا و توسط انتشارات دانشگاه تگزاس.فال خون"  رمان بسیار خوبی است که داوود غفارزادگان خلق اش کرده و نگاهی دیگر به مقوله جنگ و انسان دارد.دو- سه سال پیش بود که دایی می گفت دارند فال خون را ترجمه میکنند و انگار دیگر باید منتظر نشر کتاب در امریکا بود.ادبیات ایران از قبال ترجمه نشدن و شناخته نشدن در دنیا بسیار مظلوم مانده است و تقریبا دنیا از وضع ما بی اطلاع است که شعر ما و داستان ما چه گونه صورتی دارد.خیلی کم کاری از ایران ترجمه می شود و خیلی به ندرت می توان یافت ایرانی نویسنده یا شاعری را که شهرتی جهانی داشته باشد.فکر می کنم جز هدایت آن هم با تردید - کسی دیگر نیست در این بحث.

بهر حال دوری ۳ هفته ای از اینترنت تمام شده و الان شروعی دوباره است برای وب نویسی ها.تا بعد

+ نوشته شده در  پنجم دی 1386ساعت 17:47  توسط محمد   |