امام جمعه اردبیل گفت : " استراتژی سکوت " در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل عمده بروز حساسیت های قومی در کشور است.
این بخشی از سخنان امام جمعه اردبیل است که در همایش امنیت ملی و راهبرها ایراد کرده است.انصاف این است که بگویم سخنان شجاعانه و نویی از این محور عنوان شده که می تواند قابل توجه و پرداخت باشد.متن کامل سخنان سید حسن عاملی را در اینجا < خبرگزاری مهر > می توانید بخوانید.جالب این است که چون این همایش توسط اطرافیان هاشمی رفسنجانی تشکیل شده و رفسنجانی در افتتاحیه ان تهدید دشمن را جدی تلقی کرد و به دولتیان هشدار داد که در برابر تهدید خود را به خواب نزنند و .... در سایت های رسمی دیگر و روزنامه ها و رسانه چندان بازتابی نیافت.
در تصویر سید حسن عاملی در ردیف اول سمت چپ ( روحانی با عبا و عمامه مشکی ) مشخص است.
در ازمنه قديم فرمود : منتقد ما بزغاله است و ازو بدتر لكن !
*********************
بر بزغاله لعنت.بر بزغاله معرکه لعنت.بر بز زاده و بزکرده لعنت.بر بزبز قندی و بزغاله هاش لعنت.بر بز چموش و اخفش لعنت.بر بزغاله منتقد لعنت.بر بزغاله نقاد لعنت.بر بزغاله مخالف لعنت.بر بزغاله همسایه لعنت.بر بزغاله همسایه که بزغاله است لعنت.بر بزغاله کوچه و محله لعنت.بر بزغاله نفهم لعنت.بر بزغاله گیر سه پیچ دهنده به کوچ های ایالتی لعنت.بر بزغاله پاپیچ شونده به پر و پاچه دوستان ما لعنت.ودام لعنت باد. هر آن لعنت باد. تا باد لعنت باد.لعنت بر آن بزغاله لعین که ملعونانه منتقد ماست.بیش لعنت و پیش لعنت و....
به این فکر می کنم که چرا دروغ می گوییم.چرا ناراست هستیم و اگر دروغ نگوییم کارمان درست نمی شود و از معرکه عقب می مانیم یا از کاروان.ما مدام در حال دروغ گفتن هستیم و فکر می کنیم همین بهتر است.فکر می کنیم همین برای مان خوب است و جواب دروغ را باید با دروغ داد!همه مان همین جوری هستیم.اگر کسی مدعی شود که این کار را نمی کند معلوم است که دروغ می گوید.مخصوصا ما ایرانی ها که دروغ گفتن شده است جزیی از ذات مان.دقت کنید.پیامبر بزرگ زرتشت در ۳۰۰۰ سال پیش ( تاریخ دقیق را اگر کسی می داند متذکر شود ) با سه شعار محوری مبعوث شد.او با سه معجزه ا ی که قرار بر بنیاد نهادن اش داشت ظهور کرد." گفتار نیک.کردار نیک.پندار نیک " این سه یعنی چه و چرا پیامبر باید چنین مساله ای را مطرح کند؟اصولا هر پیامبر و مصلحی که در منطقه ای از جهان ظهور می کرد بر اساس نیاز های آن دیار و کاستی های معنوی آنان به تبلیغ می پرداخت تا کمی ها را زیادت بخشد و زیادی ها را معتدل سازد.اگر زرتشت پیامبر ، بر گفتار نیک تاکید کرده معلوم می شود در همان سه هزاره پیشین هم دروغ و خدعه و ناراستی و زشتی بر قلب ایرانیان حاکم بوده و زرتشت می خواسته تا این را بزداید.می خواسته با شعار گفتار نیک ، بد گویی و کژی و نابسامانی کلامی و روحی را در میان ایرانیان برطرف سازد.اگر از کردار نیک سخن به میان آورده خواسته تا رفتار ناموزون ایرانی را رفع کند و با شعار پندار نیک به اذهان بیمار ایرانی سر و سامانی دهد.این اما هنوز جامه عمل نپوشانده است. در هزاره سوم هنوز دروغ و بدگمانی بی مورد و زشت کاری جزیی از ذات ایرانی است و ایرانیان بدین ها بیشتر شناخته ترند تا دیگر خوبی هاشان.گمان مبرید که می خواهم ایرانیت را زیر سوال برم و یا لیچار بار خودمان بکنم.نه.مساله این است که ما به راحتی دروغ می گوییم و به حرف پیامبرانمان هم گوش نمی دهیم.نه سخن زردشت پاک گوی را ارجی می نهیم و نه گفتار نیک مصطفی را.هر چه می گذرد بدتر می شویم و بدکارتر.این است که دروغ گفتن ما بیشتر از آن که برآمده از شیوه حکمرانی در این دیار باشد و رفتارهای حاکمیتی مسبب آن باشند ، خاستگاهی ذاتی و هویتی دارد.برای افاقه بر این پلشتی راهی جز آزادی نیست.بله آزادی.این گوهر نایافته ایرانیان است در تمام اعصار.ایرانی جماعت آزاد نیست تا بتواند خود را در معیاری آزادانه و مدلل به دلایل جهان امروز و ملبس به احکام جان بخش بیازماید و دل خواسته هایش را بگوید و بخواهد و تمرین کند.ایرانیان همیشه یا در جنگ بوده اند یا با نابسامانی سر کرده اند و یا فقیرانه مرده اند و مانده اند تا زنده بمانند.ایرانی جماعت هنوز زندگی نکرده است تا طعم گس زندگی را بچشد.این ملت محتاج آزادی است.باور کنید اگر آزادی بر صحرای تن ایرانی رخت برافکند راستی و پاکی می شکفد از بند بند ایرانیان.
در این لینک ۴۰ عکس هوگو چاوز را می توانید ببینید که Naomi Campbell سوپر مدل بریتانیایی را هراهی می کند.تصویر بوسیدن دست این مانکن توسط چاوز در بسیاری سایت ها ثبت شده است.
هر وقت ازش اسمی به میان می آمد دایی می گفت : نابغه است.آدم محشری ئه.تک ئه. و همیشه همین بود.هروقت از داوود غفارزادگان می پرسیدم که دایی جان چه خبر از قیصر ؟ می گفت که حال اش این روزها خوب نیست.مریض است اما پر کار هم هست و به کارهایش می رسد.این دو سال آخر هروقت صحبت اش می شد غفارزادگان می گفت که بدجوری مریض است و خودش هم عصبی می شد و دمغ.قیصر دوست صمیمی غفارزادگان بود و نمی دانم در فراق او چه می کند و ... عکس اش را در بیمارستان دی که دیدم و دیدم که دمغ و پکر است گوشه چشمان ام خیس شد.بدجوری غفارزادگان درهم شده است.معلوم است مرگ قیصر اذیت اش کرده.چند وقت پیش که عمران رفت و کسان دیگر در سال ۸۵ که خیلی ناگهانی رفتند غفارزادگان می گفت ک نمی دانم چرا مرگ در خانه ماها اتراق کرده..مگر جای دنج دیگری ندارد این شتر هماره...و قیصر دیگر در میان ما نیست.روح اش شاد

قطعه شعری از قیصر امین پور :
الفباي درد
الفباي درد از لبم ميتراود
نه شبنم ، كه خون از شبم ميتراود
سه حرف است مضمون سيپاره دل
الف . لام . ميم . از لبم ميتراود
چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاي عرق از تبم ميتراود
زدل بر لبم تا دعايي برآيد
اجابت زهر ياربم ميتراود
ز دين ريا بي نيازم ، بنازم
به كفري كه از مذهبم ميتراود

استاد شفعی کدکنی
گاه شمار زندگي و آثار قيصر امينپور: ( در ادامه مطلب بخوانید )

" عضو اتاق فكر پيشگيري از اعتياد ستاد مبارزه با مواد مخدر با هشدار نسبت به افزايش سرعت شيوع مصرف مشروبات الكلي در جمعيت دانشآموزي و دانشجويي و با اظهار تاسف از مغفول ماندن برنامهريزي مناسب براي كاهش اين سرعت، تصريح كرد: متاسفانه از آنجا كه اعتياد تنها مصرف ترياك و مشتقاتش براي جامعه تبيين شده و اطلاعرساني لازم نيز در مورد مضرات الكل صورت نگرفته است، هنوز به يك مصرف كننده الكل به عنوان معتاد نگاه نميشود كه اين تصور نادرست، شيوع مصرف الكل به ويژه در سنين زير 30 سال را به شدت افزايش داده است. "
این خبر در ایسنا در اینجا خواندنی است. مسئله جالبی است که متاسفانه کانال های رسمی و حکومتی از باور آن پرهیز دارند یا برای حل آن راه های غیر قابل قبولی ارایه می کنند. مصرف الکل در سنین بسیار پایین چیزی نیست که بتوان کتمان اش کرد.در همان خبر آمده است که مصرف خانوادگی الکل بسیار است.مراسمات ایرانی اینک با الکل ین است و مشروبات الکلی در میان جوانان طرفدار دارد.الان کمتر پیدا می شود مراسم جوانانه ای که الکل در آن موجود نباشد و خرکی نوشیده نشود.آنقدر محدودیت هم پدید آمده که حتی خیلی از جوان ها نمی دانند که چطور باید الکل نوشید و شراب مزه کرد!لااقل به اینها اموزش بدهند که عرق سگ خوری نکنند تا مسمومیت و مرگ پیش نیاید.تولید خانگی شراب که امری معمول است.اما قاچاق مشروب تقلبی و غیر کیفی که مشهودتر شده است و دارد خیلی ها را بیمار میکند.خیلی ها هستند که پس از یک میهمانی شبانه بهد جوری مریض می شوند و بدبخت.گاهی هم میبینی که طرف کور شده یا سیستم گوارش اش بهم خورده.حالا الکل نوشی اعتیاد باشد یا نباشد مهم این است که اقلا این جمعیت جویای الکل بدانند که الکل کجاش خوبه یا بده و چه میزان اش بده و یا اینکه خوبه...وقتی بسیاری از پزشکان در مکالمات خصوصی و محفلی از فواید مشروب و الکل ( به میزان مناسب البته ! ) سخن می گویند نمی شود جلوی این بچه محصل و د انشجو را گرفت و گفت که نخور! متاسفانه کار از موعظه گذشته و نمی شود با آیه فهماند که الکل حرام است...
راستی گزارشات محدودی وجود دارد مبنی بر شیوع اعتیاد به هروئین و حشیش و اکس در میان دانش آموزان دختر و پسر اردبیل عموما ۱۴ تا ۱۸ سال که نگران کننده است اما کو گوش شنوا...فقط بلدند که با گشت زنی پسران و خودروهای مزاحم را بگیرند..نمی دانند که در درون چه می گذرد...

این وبلاگ را ببینید و کمی به مغزتان استراحت بدهید.گرچه ممکن است عصبی هم بشوید و دپرس و مایوس هم ! اما به دیدن اش می ارزد مخصوصا برای آنها که... به همراه عکس هایی از پادشاهی در آفریقا /Kings of Africa

استعفای علی لاریجانی مسئله چندان مهمی برای مجموعه اصلاح طلبان نباید باشد.اینکه لاریجانی توانسته یا نتوانسته با احمدی نژاد کنار بیاید در جای خود قابل بررسی است و درست این است که بگوییم احمدی نژاد هیچ دل خوشی از رقیبان انتخاباتی اش ندارد حتی اگر علی لاریجانی منتخب رهبری در شورای امنیت باشد یا اینکه آدم معقولی باشد. این مسئله نه به شکاف میان اصولگرایان ربط دارد و نه به چند تکه شدن پاگاه اقتدارگرایان.لاریجانی با دیگر هم فکران اصولی اش تفاوت چندانی ندارد. ان مربوط است به خصلت دولت نهم که دایره قدرت اش را کوچک خواسته است تا کسی غیر دوستان احمدی نزاد در آن میان نباشد..در انتخابات شوراها اصلاح طلبان با شیفتگی تمام به سمت قالیباف و اصولگرایان منتقد سوق یافتند و در ائتلافی نامیمون تنها توانستند چند نفر راهی شورایی کنند که همه اش دست اصولگرایان بود و هست.عملا در شورای شهر تهران و دیگر شهرهای مشابه اصلاح طلبان نتوانسته اند کاری از پیش ببرند.اینک نیز اگر با استعفای لاریجانی کسانی از اصلاح طلبان بخواهند به رنگ ان فلسوف عملگرای منتقد سرسخت اصلاحات دربیایند و مثلا بخواهند از او استفاده کنند و بر اختلاف زیاده از حد در میان اصولگرایان صحه بگذارند کاری از پیش نخواهند برد و تنها فرصت دیگری از دست خواهند د اد.بهتر است خروج علی لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی به عنوان یک اختلاف برادرانه در میان اصولگراین تعبیر شود.آنان ثابت کرده اند در سیاست ورزی نوین بهتر عمل می کنند چون به اخلاقیات پایبند نیستند و به راهی که می روند و کاری که م کنند ایمان دارند.اقلش این است که اصلاح طلبان نه تنها نسبی نیستند بلکه نیستند و دارند خودشان را گول م زنند.تا الان که اینگونه بوده است.خدا بعد از این را رحم آورد.