در مورد عکس بالا در راز نو بخوانید.
این مطلب به زبان انگلیسی هم از سایت ریاست جمهوری روسیه است در مورد سفر پوتین به ایران.
این هم عکس ولادیمیر پوتین در سفرهای استانی در روسیه که احمدی نژاد به او توصیه کرده است.

دوریس لسینگ Doris Lessing برنده جایزه نوبل ادبی شد.او که یک نویسنده انگلیسی است در ایران و در سال ۱۹۱۹ در شهر کرمانشاه متولد شده است.پدر لسینگ از دیوانی های بریتانیایی بود و در مشرق زمین سیاحت می کرد.
سایت شخصی دوریس لسینگ / پرتره های لسینگ
"I am so happy to be communicating with people on this newest of new wavelengths which to some older people must seem like a kind of magic."
- Doris Lessing
یک نکته : در خبر ایسنا از این جایزه نوعی شیطنت و مرموزی خاص وجود دارد.خبر را در اینجا بخوانید. تیتر خبر این است : يكصدوچهارمين برنده در يكصدمين دوره ، دوريس لسينگ نام ايران را به نوبل برد این به چه معناست.یعنی تا به حال نام ایران در آکادمی نوبل برده نشده است ؟ مگر شیرین عبادی برنده نوبل صلح نبود؟این یک شیطنت مرموز و غیر اخلاقی است که ایسنا مرتکب آن شده است.لسینگ تنها به جهت ضرورت شغلی پدرش در ایران متولد شده و ممکن بود اگر پدر لسینگ در لیبی یا آفریقای جنوبی اقامت می داشت فرزدنش در آنجا متولد می شد.چرا نمی خوهیم با واقعیت روبرو بشویم و پاسدار داشته های خود باشیم. روزی که و سالی که شیرین عبادی نوبل صلح را از آن خود کرد نام ایران تا بلندای هستی افراشته و ندای دوستی و نوع خواهی ایرانیان پاک نهاد در سراسر گیتی طنین انداز شد گرچه در مراجعت او کسی کاری نکرد و انگار نه انگار که ایران صاحب نوبل شده است.الان چه؟کسی به جبر و ضرورت در ایران متولد شده و نوبل را تصاحب کرده در ۸۸ سالگی اش و به همین دلیل می گویند که نام ایران برده شد.افسوس/// و باز هم بحث درباره دولت آبادی و حق ایران برای کسب یک نوبل ادبی باقی است.
خبر فارس هم جالب است بخوانید. / این هم سایت نوبل و جوایز آن
خبر آخر : ال گور برنده نوبل صلح شد.
فهرست برندگان نوبل ادبیات را در ادامه مطلب بخوانید.
شركت بنتون " benetton " از ايران رفت و اين داستان تكراري فرار سرمايه هاي داخلي و خارجي است.بعضي ها خوب بلدند كه ديگران را ضد ولايت فقيه و ضد انقلاب و ضد اسلام و صهونيستي و امپرياليست نشان دهند و از آب گل آلود براي تنها چند وقتي ماهي بگيرند.مگر اين وضعيت مي تواند دوام بياورد و مگر اراده خداوند بر اين نيست كه تغيير در هر سطح و شاني ممكن و شدني است.
كمپاني بنتون كه مي توانيد سايت رسمي اش را در اينجا ببينيد از شركت هاي معتبر توليد پوشاك در دنيا است كه مقرش در ايتاليا است و مدير اين شركت پس از حضور در ايران و برخورد با جو نا امني و دسيسه هاي سياسي و ترس از هدر دادن وقت و سرمايه به راحتي از سرمايه گذاري در ايران چشم پوشيد تا باز هم در بر مان چرخه بچرخد.
اين و اين نمونه تبليغات كمپاني بنتون است و اين هم در وبلاگ آيدين فرنگي . تصوير زيرين هم از همان نوع تبليغات جالب بنتون است.
روزنامه نگاری در اردبیل چنان محدود نگر و محافظه کار بار امده که تا یک کسی در نشریه ای قلم به نقد و نظر می گشاید با هزار جور تهمت ناروا و فریاد حق خواهی و اثبات شی بما هو شی و مظلوم نمایی و جوابیه نویسی وتهدید در علن و خفا و...مواجه می شود.این روزها برای هر مطلب انتقادی ـ اگر موجود باشد البته ! ـ نهضت جوابیه نویسی هم راه می افتد و گاه می بینی که جوابیه یک نشریه در نشریات دیگر چاپ می شود و جوابیه ها در نشریات و مطبوعات به صورت آگهی نیز منتشر می شود.بداخلاقی ها از این هم فراتر رفته است.در اردبیل چون کسی انتقاد چندان تیز و تندی انجام نداده است الان که کسی می آید مطلبی انتقادی یا حتی تحلیلی می نگارد باید منتظر عواقب مشهود و مخفی هم باشد.کار روزنامه نگاری در اردبیل بیشتر از جاهای دیگر محدودتر است.بسیاری می ترسند که بنویسند و به همین خاطر نشریات اردبیل شده است خبرنامه دولت و مدیران.از تحلیل خبری نیست و من معتقدم حتی اگر تحلیل و نقد و نظر مطبوعاتی ها درست هم نباشد باید فضای ارایه باشد تا در سایه رشد گفتگو و نقد و انتقاد با جریان نوشتارها مواجه شویم تا همسرایی توسعه ای ساری شود.مگر نه اینکه همه دوستدار توسعه منطقه هستند پس چرا باید این همه محافظه کاری کرد و در پستو نشست و قلم تیز نکرد؟ در زنجان که بودم مطبوعات آن شهر حال عجیبی به من می داد.خیلی راحت بودند با قدرت مندان در نقد و نظر و اگر حتی مطلبی غلط و ناجور هم ازشان صادر می شد اما کسی هیاهو نمی کرد که دین از دست رفت و ...تحمل می شدند گرچه محدودیت هم بود و مشکل هم البته دو چندان اما بالاخره کار مطبوعاتی به راه و به روز بود.توسعه مطبوعات به لحاظ کیفی بیشتر از کیفت مور توجه بود.روزنامه نگاران کارکشته و قدری ( مثل محمد معینی و رامین سلطانی و نشریه ای مثل پیام زنجان ) داشتند و دارند و خوب می نویسند.امیدوارم دوستان روزنامه نگار اردبیلی هم کمی بیشتر جرات نقد کردن داشته باشند تا مدیران حتی از نام خبرنگار و روزنامه نگار هم بترسند چون مدیر جماعت و صاحب قدرت تا از مطبوعات نترسد جوابگوی خدا و خلق خدا هم نخواهد بود.....تا بعد
این پست جالب را در وبلاگ آیدین فرنگی ببینید.مطلبی است در مورد tim patch که با آلت نرینه اش نقاشی می کند.جالب است.سایت شخصی tim patch هم در اینجا قابل مشاهده است.آیدین این روزها تقریبا دست از کارهای سیاسی و ژورنالیسم اجتماعی - سیاسی برداشته و به شمت کاهای عامه پسند و اجتماعی صرف رفته.کارهای جالبی پیدا می
کنه که می توانید در وبلاگ یادداشت هایی برای مخاطب احتمالی ببینید.از تصویر عشق بازی دو جوان در بین الملل دوم و تبلیغات به قول خودش س.ک .س.ی.که البته دنیا به این چیزها دگه نمی گه س.ک.س.

من از دوستان و بازديدكنندگان مي خوام كه اگه دوست دارند در مورد كار اين نقاش و كارهاي اينجوري بحث كنيم.اصلا ميشه به چنين كاري " هنر " اطلاق كرد؟اگه ميشه تا چه حد داراي ارزش هنري است؟چرا هنرمند به جايي مي رسه كه به جاي استفاده از ابزار كار معمول در دنيا شيوه اي جديد و متفاوت انتخاب مي كنه؟همين ابزار آقاي Tim Patch خيلي غريب و عجيب تر است....منتظر نظرات شما هستم. استودیوی این نقاش خیلی عجیب تره .ببینید.
خواب ديده ام كه خواب دروغ است.خواب خيلي دروغ است.اما اين روزها مردم به خواب تكيه دارند و خواب را منشا تحولات مي دانند و هر كس خواب بهتري ببيند ارج و قرب اش بيشتر است.همه جا پر شده است از خواب گردها و خواب نماها.مردم به خواب همديگر سرك مي كشند و بيشتر مردم و به ويژه زنان خواب امام و معصوم و پير و مراد مي بينند و حلقه هاي زنانه و مردانه پر است از گفتن ها و شنيدن هاي خواب آلود.
هواي خوابيدن كه به سرم مي زند مي ترسم كه خواب ببينم و خواب ام تعبير شود به زشتي و پلشتي و ملعبه اين و آن بشوم.پس بهتر است كه نخوابم...خواب شما خوش
روز مولانا روز سرسپردن به عشق و مستی است.روز نالیدن از جدایی ها و شکایت از مرارت های دنیا.روز سیر در داستان های عارفانه و روز شنیدن سخن عشق از زبان ماه رویان.
روز مولوی مبارک.پارسال که رفته بودم قونیه در مقبره شریف این شاعر عاشق چنان در فضای عارفانه غرق شدم که همه چیز از خاطرم رفت و کم مانده بود که از قطار جابمانم.ترکیه هم با همین چیزها چنان درآمدی کسب می کند که نگو.خیلی علمی و منطقی برخورد می کنند با امر توریسم.
٪ علی نصیریان در سریال میوه ممنوعه بازی عالی و بی نقصی ارایه کرده است.این بازی واقعا جالب و دیدنی و اموختنی است.کاش بازیگران تاتر و تلویزیون اردبیل و شهرستانها از این بازی ها یاد بگیرند.
٪ اما سریال های رمضانی و دیگر سریال هلی تلویزیون جدیدا خیلی آمیخته به خرافات و و متافیزیک نامعلوم و کلیشه ای و بی اساس شده.معلوم نیست چرا شیطان کارش را ول کرده و آمده است در تهران و در منزل دکتر پژوهان اتراق کرده است تا او را بفریبد.عجیب است که اکثر سریال های تلویزیون ضرغامی آمیخته به چنین چیزهایی شده است.یا اینکه بیشتر موضوعات حول و حوش خیانت مردان به همسران است و بیا و ببین که در دردون خانواده های ساده چه می گذرد پس از چنین سریال ها و مشکوک بازی و تردید داشتن در مورد همسران و شوهران مد می شود و بازی جدید...
٪ احمدی نژاد رفت نیویورک و برگشت و کارهایی شد و نشد.کسی چیزی گفت و کسانی چیزی دیگر.در مسیر برگشت هم سری به وطن دوم ، ونزئولا زد و با چاوز روبوسی کرد و در میدان اصلی بولیوی هم با مورالس دیدار کرد و...اما در ایران که با فروش نفت بودجه اش تامین می شود حتی با نفت ۸۰ دلاری هم وضع همان است و البته بدتر.تورم در حال رشد است و داد مردم درآمده است.زندگی خیلی سخت شده و کسی هم قبول مسئولیت نمی کند.قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی هر روز رشد میکند و اگر امروز چیزی را به قیمت الف تومان بخری باید فردا همان قلم کالا را ۲ الف تومان بخری..با این وضع نمی شود ساخت به خدا...این همه پول نفت نمی دانم کجا می رود...ما حق داریم از مسئولان بخواهیم در این مورد پاسخگو باشند...
٪٪ گفتم پاسخگو ، یاد اخبار ظهر افتادم.اخبار امروز در همه بخش هایش با آب و تاب ن
شان می داد که وزیران دولت عدالت محور و مهرورز با حضور در نماز جمعه و در کلاس های دانشگاه تهران در حال رسیدگی به مشکلات مردم هستند.این کارها واقعا دیگر نخ نما شده.یعنی که چه عده ای وزیر که باید کارشان تنظیم علمی و اصولی امورات مربوطه در حوزه وزارت باشد و با تدبیر لازم در سیستم جاری اداری مشکلات را حل کنند بیایند در دانشگاه تهران و به مشکلات تنها عده ای از مردم رسیدگی کنند که به نماز جمعه می آیند.بقیه چه می شوند در این بازی پوپولیستی دولت مردان سقراطی!گیرم که با سفارش و چه و چه کار دو سه نفری را حل کردند بقیه چه می شوند.کار مملکت که با این ادابازی های عامیانه حل نمی شود.وقتی الهام ۶ تا پست اساسی را در اختیار می گیرد و علی آبادی می خواهد با ۲۰ درصد توان اش رئیس فدراسیون فوتبال هم بشود و با تزریق پول های نفتی بذل و بخشش کند و جماعتی را برای رای دادن در مجلس هشتم بسیج کند و محرابیان با پول ملت و بیت المال کارناوال برای خودش و دولت محترم از تاکسی و اتوبوس راه می اندازد چه می توان انتظار داشت از دیگران.
جالب است که دفتر رئیس جمهور امروز اطلاعیه ای داد و از ملت همیشه در صحنه خواست تا از استقبال خودجوش مردمی از احمدی نژاد خودداری کنند و در مساجد سجده شکر بجا آورند.شبکه سه ساعت ۲۵/۱۱ ورود احمدی نژاد را به صورت زنده پخش کرد و روی تصاویر اهنگی از عصار پخش کرد در مورد میهن و وطن....کاش می دانستیم ممانعت از حرکت خودجوش مردمی یعنی چه و چگونه می شود از قبل از حرکت خودجوش مردمی ممانعت کرد؟
+ ماشالا.ايول.ايول داره به خدا.اين همه انرژي در كمتر كسي پيدا ميشه.تبريك ميگم.موفق باشه ايشالا.
+ احمدي نژاد به نيويورك رفت.اين سومين سفر او به نيويورك است.آگاهان بر اين عقيده اند كه احمدي نژاد در طول دوران رياست جمهوري خود ۴ بار ديگر به آمريكا سفر خواهد كرد.او ميخواهد با حضور در خانه شيطان بزرگ و با منطق سقراطي اش آن ددمنشان را منكوب و محكوم كند و بگويد كه ملت ايران بمب اتمي نميخواهد.
+ ما به خيابانها ميرويم.
شما به خيابانها مي رويد.
آنها به خيابانها مي روند.
همه به خيابانها مي روند تا نظر مردم را جويا شوند ، حتي خبرنگار شبكه ان بي سي امريكا
مردم ميگويند كه ايران قدرتمند است و ميتواند مثل صاعقه بر اردوگاه دشمن آذرخش بباراند.
+ ماهواره آزاد شد.يعني تا حدودي مشخص شد كه مردم ماهواره دارند و ميتوانند ازآن استفاده كنند و اگر نيروي انتظامي گاهي بدون حكم قضايي ميريزد خانه مردم و پشت بام ها را تطهير ميكند به قانون عمل ميكند و بر اساس جديدترين گفته معجزه هزاره سوم مردم ايران عليرغم نص قانون از ماهواره استفاده ميكنند و اطلاعات روز را دريافت ميكنند و رئيس جمهور هم اين روند غيرقانوني ! را تاييد ميكند.خوش به حال قانون شكنان...