تبليغاتX
ابزورد ...بی مادر تنهای تنهاست


مثل هر روز دیگر حوصله صفر است . یک ماهی است که دمغ ام و دلیل اش را هم نمی دانم . افتاده ام روی دنده خفن زندگی و کارم شده بی کاری . البته کار به مفهوم جاری را که می کنم . از کار زیادی هم که سرم ریخته خیلی خسته می شوم اما بیکارم باز . چیزی نمی توانم بنویسم و درمانه ام . دنیا و روزگار خفه خون گرفته اند و من مثل هر روز دیگر این چند ماه دمغ ام . مثل هر ترانه جدایی که برای شنونده اش گریه می آرد من هم شده ام باران غم که درز دل خودم می بارم . خسته و عاصی و بی هدف . مثل هر روز دیگر این زندگی که هیچ و صفر است . ناامیدی موج برداشته در درون ام و ...

+ نوشته شده در  بیست و دوم مرداد 1386ساعت 17:51  توسط محمد   | 

علی وفقی و ۵ تن دیگر از دربندیان آزاد شدند. مبارک است ان شا الله.خیلی خوشحالم.صداش را که شنیدم گریستم. بگذار تا بگریم چون....

+ نوشته شده در  هفدهم مرداد 1386ساعت 22:5  توسط محمد   | 

                       

                                   روزنامه شرق توقيف شد

در این لینک از رجانیوز و این لینک از نوروز بخوانید.

+ نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1386ساعت 14:52  توسط محمد   | 

دربند در تهران جای زیبایی است. اما دربندهای جدید اصلا چیز خوبی نیستند.در" بندهای " جدید چیزی مثل زندان و سیاهچال و محبس هستند، تاریک و وهم ناک و زشت. در " بندهای " جدید کسانی دربند می شوند که هیچ سنخیتی با تاریکی و وهم ندارند. کسانی که این پروانه ها را در بند می کشند چون خودشان در توهم هستند که انگار کسی یا کسانی علیه ما توطئه می کند با ضرب و زور فرشته های ما را در بند می کشند تا استنتاج دقیقی از توهم شان داشته باشند و برای دور و برشان دلیل بیاورند که بله ما در معرض خطریم ! این است که دربند دیگر زیبا نیست چون مملو از آه و حسرت و اشک و داغ دل مادران دانشجویان زندانی و محبوسان اوین است.

+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:25  توسط محمد   | 

تصویری از احمدی نژاد در زمان استانداری اردبیل/سال ۱۳۷۴

آیت الله مروج امام جمعه فقید نیز در عکس مشخص است. همچنین اکبر نیکزاد استاندار فعلی اردبیل نیز در ردیف سوم پشت سر احمدی نژاد دیده می شود.

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1386ساعت 15:39  توسط محمد   | 

 دیروز تلفنی با پدر و مادر علی وفقی صحبت کردم. صدایشان گرفته بود، غم آلود و یاس آور. صدای مادرش بدجوری خسته و پیر شده بود. می گفت که تنها دو بار با او صحبت کرده اند. و چند روزی است که خبری ازش ندارند. پدر علی از معلمان باسابقه و خوش نام اردبیل است. دبیر بازنشسته ای که فقط همین علی را دارد. می گفت برای دستگیر شدگان دفتر ادوار تحکیم وثیقه قبول خواهند کرد اما علی و دوستان اش که بیرون از دانشگاه بازداشت شده اند هنوز ماندگارند. دلم برای علی تنگ شده است و نمی دانم با آن تن نحیف و نازنین اش چگونه وحشت حبس را تحمل می کند. پدرش می گفت که در تماس تلفنی گفته که حالش خوب است اما نمی دانست این راست است یا نه. پدر و مادر علی در وضعیت بد و دلهره آوری گیر کرده اند. صدای عبداله وفقی پدر علی وفقی خیلی پیر تر شده بود. حس کردم صدایش را از اعماق تاریخ می شنوم. راستش اصلا درست نیست که علی و دانشجویان و دیگران محبوس ، فقط به دلیل انتقاد مسالمت جویانه در حبس باشند. اینها فرزندان این آب و خاک هستند و دل شان برای ایران می تپد به حتم. ناروایی این چنینی در قاموس عدل نمی گنجد. بیچاره خانواده هایی که مظلومانه در انتظاری تلخ و نامعلوم اسیر زمان هستند تا شاید در روز و شبی نزدیک – شاید! – جگرگوشه شان را دوباره در آغوش بگیرند. این رسم جوانمردی نیست به حتم و زندان جای اینان نیست. می شود با مهرورزی ...مهرورزی ! کلمه مهجوری شده است و چه سود

+ نوشته شده در  دهم مرداد 1386ساعت 17:44  توسط محمد   | 

دانشگاه علمی ترین و جوانترین نهاد یک جامعه بوده و پویایی و نشاط، لازمه حرکتهای دانشجویی است. ذات دانشجو رویکردی انتقادی و آرمانخواهانه است. دانشجو در نبود حرکتهای آرمانگرایانه و فقدان انتقاد به چیزی جز یک سوادآموز ساده بدل نخواهد شد. باید با روحیه انتقادی دانشجو کنار آمد، سخنش را شنید و الزامات حرکتهای دانشجویی را مهیا کرد.

در سحرگاه 18 تیر، شش تن از اعضای دفتر تحکیم وحدت در آغازین ساعتهای روز با تحصن در برابر دانشگاه امیرکبیر خواستار آزادی هم دانشگاهیان خود بودند که توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شدند. در میان این شش تن، جوان نخبه و دانشجوی نمونه دانشگاه صنعتی شریف، "علی وفقی"، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت می باشد. او که از دانشجویان نمونه علمی کشور به شمار می رود و از خانواده ای مذهبی و فرهنگی در شهر اردبیل برخاسته، همواره بر مشی اصلاح طلبانه و رفتارهای مسالمت آمیز در عرصه های سیاسی و اجتماعی تاکید ویژه ای داشت.

دستگیری و زندانی کردن چنین جوانان شاخص و نخبه ای تنها به بهانه انتقاد و اعتراضی مسالمت آمیز، چه حاصلی خواهد داشت؟ حبس یک دانشجوی منتقد و مسامت جو با چه توجیهی انجام می پذیرد؟ بدیهی است شنیدن سخنان منتقدان و دگراندیشان می تواند به رشد و شکوفایی جامعه و تقویت بنیان های اجتماعی منجر شود

بر همین اساس از مسوولان امر، روسای قوای سه گانه و نهادهای ذی ربط می خواهیم ضمن پایان دادن به حبس دانشجویان دربند و خاتمه دادن به نگرانی خانواده دانشجویان و دوستان، فرصت انتقاد و اعتراض مسالمت آمیز را به رسمیت بشناسند تا جامعه در پرتو تضارب افکار و تعامل اندشه ها، رو به سوی توسعه و پیشرفت بگذارد.

 

برای امضای این بیانیه می توانید از اینلینک استفاده کنید.

 

این بیانیه در اردبیل به امضای افراد زیر رسیده است:

اروجعلی محمدی - کمال الدین پیرموذن - سید جواد هاشمی –محسن حافظی فر - علی زین العابدینی - بابک آذری - کیومرث خان محمدیان - محمد باقر نباتی مقدم - احمد کنعانپور - جعفر میکائیلی - مهدی حسین نژاد - قادر تقی زاده - علی نظری - علیرضا ارشادی فرد - رضا عبدالهی - عیسی عظیمی - وحید علیرضایی – ماریا موسوی – زهرا قضایی - حکیمه احمد پور- فرزاد ساجداردبیلی - ساسان غفاری - فرامرز نیکجو - مهدی آزادی - مظاهر شهامت - حمید رستمی - رضا علی نژاد - فرشاد قنبری - رهام احمدی فر - غلام حسین آقازاده - یعقوب شاددل - علیرضا بابایی - آیدین فرنگی – آیدین مسنن – عظیم رضایی – علیرضا فریدی- احمد اسماعیل زاده - مسلم حکیمیان - دوستان هم محله ای و خانواده علی وفقی

+ نوشته شده در  هفتم مرداد 1386ساعت 21:1  توسط محمد   | 

 

 


تیم ملی فوتبال عراق فاتح جام چهاردهم ملت های آسیا شد.عراق در اشغال عراق است و امنیت در این کشور وجود ندارد!

+ نوشته شده در  هفتم مرداد 1386ساعت 19:17  توسط محمد   | 


علی وفقی در اوین است.خبر دستگیری علی را همین دو روز پیش شنیدم.باورم نمی شد. عکسش را که دیدم جا خوردم.علی همسایه ما و از دوستان خوبم بود.پسری مهربان و ارام و درس خوان.دانشگاه که رفتم ارتباطم با او قطع شد. دو سه باری دیده بودمش در سال پیش اما نتوانسته بودم با او از کارهایش و از تهران بپرسم که چه میکند و چه نه...علی از آن انسانهای شریف روزگار بود.خانواده فرهنگی و اصیلی دارد و شهره آفاق است علی.

علی وفقی الان در اوین است.خیلی درگیرم کرده این ماجرا.باورم نمی شود.آخر چرت باید این جوان سالم که تنها منتقد است و معترض باید در گوشه زندان بماند.میگویم زندان.این زندان عجب چیز عروسکی شده است این سالها که دیگر هراس آنگونه سالهای خیلی پیش از این را ندارد برایمان.اما علی در اوین است و نمی دانم با آن تن نحیف و جسم نازنینش چه میکند در سیاهچال...

برای آزادی اش دعا میکنم و تلاش.هرکاری بشود برای آزادی اش میکنم.همه بچه ها ناراحت اند.جوری غمگین و پکر شده ایم که می خواهیم برویم اوین و جای علی بمانیم.قبولمان میکنند...؟

ما به جای علی و دوستانش در آنجا باشیم بهتر است.علی دانشجوی نمونه بود.یک مخ کامل.یک درسخوان حرفه ای و فوق لیسانس را بدون کنکور پذیرفته شده بود.چرا داریم با نخبه هایمان چنین میکنیم؟

از پدر فاضل و فرهنگی اش هم خبری ندارم .گویا به همراه مادر علی در تهران اند.علی تنها فرزند خانواده بود.خدایا به سلامت دارش.آمین

وبلاگ برای آزادی علی وفقی در انتظار شماست.هر جوری که میتوانید یاری اش کنید.

+ نوشته شده در  چهارم مرداد 1386ساعت 18:23  توسط محمد   | 

رادیو

 

 

 

 

 


اینجا شب است.تاریک و وهمناک.روی طاقچه خبری از رادیوی قدیمی نیست.اقلن با تک موج رادیو می شد بی بی سی را گوش داد و سیگاری دود کرد.اینجا مثل ظلمات قبر تاریک است.همین دیروز از قبر برگشتم خانه.اما اینجا از قبر هم خوفناک تر و سرد تر است.فانوس را نمیدانم کجای خانه پنهان کرده است...

+ نوشته شده در  سوم مرداد 1386ساعت 16:36  توسط محمد   |