فعلا عیدتان مبارک
سال نو می شود و بوی عید همه جا را خفه کرده است.شهر به قدری شلوغه که درخت ها و سبزه ها زیر پا و سر و صدای مردم له و لورده شده اند.همه به هر طریقی که شده پولی دست و پا کرده اند تا خرید نوروزی داشته باشند.بوی نفت سر سفره هفت سین همه را کلافه کرده که آقای رییس جمهور بسه این همه نفت....انرژی هسته ای حق مسلم ماست...! فعلا این تبریک عیدی رو داشته باشین تا بعد.
این هم مطلبی از من است که در وبلاگ یادداشتهایی برای مخاطب احتمالی منتشر شده.از آیدین متشکرم.
مصدق
فردا سالروز ملی شدن صنعت نفت است.یاد مصدق در تاریخ ایران ماندگار و محترم خواهد بود.

این یک پست خصوصی و اختصاصی است.لطفا آن را نخوانید
مرسی هانی...مرسی رهام...عیدتون مبارک
من و اون

ژست های با کلاس
الهام گفته که احمدی نژاد قصد داره برای توجیه یک تکه کاغذ بی ارزش { منظورم بیانیه ۱۷۳۷ شورای امنیت است} در جلسه بعدی شورا شخصا شرکت کنه. عجیبه والا.غریبه بالله.آدم تو دنیا ژست میگیره اما اینجوری که دیگه نه! اصل خبر رو اینجا بخونید و این تیکه رو هم حتما دو سه بار بخونید.
یک کارشناس روابط بینالملل در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی آفتاب ضمن «عجیب» و «غیرمنتظره» دانستن این اظهارنظر رسمی دولت تاکید کرد حضور رئیسجمهور یک کشور در شورای امنیت منوط به «دعوت رسمی اعضا» از وی و همچنین «تشکیل شورا در سطح روسای جمهور» دولتهاست. چرا که در غیر اینصورت دولت ایالات متحده برای آقای احمدینژاد ویزا صادر نمیکند و اگر هم بکند، حضور ایشان در آن جلسه و توضیحات یک رئیسجمهور برای چند دیپلمات خارجی به شدت «وجهه»، «عزت» و «اعتبار بینالمللی» ایران را کاهش خواهد داد.وی افزود: نکته عجیب دیگر این است که رئیسجمهور قبلاً تاکید کرده بودند قطعنامه شورای امنیت یک تکه کاغذ است و هیچ اهمیتی ندارد. سئوال این جاست که اگر قطعنامههای شورای امنیت یک تکه کاغذ است چه ضرورتی به سفر عالیترین مقام اجرایی ایران به نیویورک وجود دارد و اگر کاغذپاره نیست، پس مواضع قبلی را چگونه میتوان توجیه کرد.
این کارشناس با اشاره به این که حتی در جلسه تصویب حمله به عراق نیز شورای امنیت در سطح وزرای خارجه کشورها تشکیل جلسه داد، یادآور شد: من واقعاً نمیدانم رئیسجمهور چه چیزهایی میتواند بگوید که گفتن آن از عهده نماینده دایم ایران در سازمان ملل یا حداکثر وزیر خارجه ایران بر نمیآید؟! از این رو، این تصمیم آقای احمدینژاد یا ناشی از بیاعتمادی مطلق به دیپلماتهای جمهوری اسلامی است یا ناشی از رفتاری تبلیغاتی برای اثبات این شعار که در این کشور فقط و فقط احمدینژاد است که میتواند حقوق هستهای ایران را تضمین کند!
اتابک نادری مدیر تاتر سنگلج شد.
اتابک نادری از هنرمندان خوش ذوق و مدیر تاتر کشور است که چند سالی است در مرکز هنرهای نمایشی مشغول به کار است و در مدت کوتاهی توانسته است جای پای خود را در عرصه های مدیریتی تاتر کشور تثبیت کند و به عنوان مدیری لایق و آینده دار مطرح شود.چند سال قبل که او در اردبیل ـ زادگاه اش ـ مسئولیت فعالیتهای نمایشی و مدیریت مجموعه فدک را بر عهده داشت از سوی بسیاری از مدیران قدر ناشناس و برخی از هنرمندان شهر بی مهری دید و قدرش ندانستند و موجب شد که او رخت از شهر خویش ببندد و راهی تهران شود.
به قول حافظ :
آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
او اینک مدیر یکی از تالار های مهم و تاثیر گذار تاتر کشور است که امیدوارم در این مسئولیت خوش باشد و موثر.
ملاقلی پور پر کشید
روحش شاد
این همه زن ، آن همه عصیان
وین هماره اِستادن ، جان همیشه سر بر دار

قصه گلد کوئیست تلویزیونی
تلویزیون ایران سریالی را پخش می کند به نام آدمخوار.شبکه دو پخش میکند و من تکه هایی از آن را دیده ام.موضوع سریال در مورد گلد کوئیست و پرزنت و سودهای نامشروع و اتفاقات مختلفی که ادم به ذهنش نمی رسد و فساد و تباهی و چه و چه..!
امشب در هروله شام و روزنامه خوانی نیم نگاهی هم به تلویزیون داشتم که ماجرای جالبی نظرم را جلب کرد.آدم های درگیر در ماجرای گلد کوئیستی تلو.یزیون دو انسان ساده و مومن و سر بزیر و آرام و خانواده دوست و مهربان و حساس و ملایم و عاطفی و خوشگل ه
ستند که دارند از این شرکت بین المللی و اینترنتی پول حلال در می آورند و کسب و معاش می کنند و زود هم کارشان میگیرد و نونوار می شوند و ....در این قسمت نمی دانم چندمش که داشت پخش میشد پسر مومنه فیلم آمد به مسجد محله و دید که بچه های مسجد دارند برای عید و مولودی حیاط را تزیین میکنند و از قضای بد روزگار لامپ برای ریسه کشیدن و تزیین محل کم دارند و این پسر مومنه که من اسمش را نمی دانم.."""" اجازه بدید از میترا بپرسم ....اسم پسره قهرمان حمید است """".. گفت که من در خانه تعدادی لامپ دارم که آنها را برای مسجد کنار گذاشتهام.حمید رفت مغازه الکتریکی و تعداد خیلی زیادی بالغ بر ۳۵ هزار تونم لامپ ۱۰۰ وات رنگی خریداری کرد و اورد مسجد.بچه های مسجد
شروع کردند به نصب و اتصال لامپ ها و بعد به دستور رهبر گروه بچه مسجدی ها که نقش اش را کسی بازی نمی کند جز جواد هاشمی """ سوپر استار نقشهای مذهبی در تلویزیون و سینمای ایران و بازیگر نقش محمد علی رجایی """"دو شاخه در پریز برق داخل شد و اتصال الکتریکی برقرار شد و لامپ ها به سلامتی روشن شدند...ناگهان لامپها ادا در آوردند و روشن خاموش شدند و ریسه رفتند و لیسه آمدند و کیسه کشیدند و شیشه شکستند و کلی اعوجاج و ارتعاش و اصطکاک و ....و خاموش شدند....این مسئله موجب نگرانی گشت و نگاه ها متعجب شد و حیرت بر میمیک بازیگران غلبه کرد و نتیجه ان شد که بعله...پولی که برای خرید این لامپ ها هزینه شده لابد و حتما از محلی حرام و ناپاک و ناصلاح گرد آمده و حتم کاسه ای زیر کاسه است......
از طولانی شدن قصه متاسفم اما مگر می شود با چنین طرز نگاهی به مسائل اینچنینی که خیلی ها را به دنبال دارد و جریان می سازد و تشکل می آورد و چه و چه به آسیب شناسی پرداخت و مثلا از در منجلاب افتادن جوانان وطن ممانعت کرد...آیا می توان تحلیل های دم دستی و کلیشه ای و غیر منطقی را در معرکه ای از حساب و کتاب و منطق و ریاضیات و جستن و جفت و جور کردن و هزار راه و چاه اقتصادی منتهی به گلد کوئیست یا هر چیز مشابه خارجی و داخلی اش داخل کرد و امیدوار بود به تاثیر و تاثر؟
جمعه هاي خسته
كننده
جمعه روز يكنواخت و تكراري و خسته كننده اي است.حداقل براي من كه از اول عمرم اينگونه بوده.اول عمر هم يعني از زماني كه معناي تعطيلي رو فهميدم.امروز هم همينجورم.خسته و دلتنگ و بي برنامه.جمعه ها اصلا نمي توانم چيزي بنويسم.فوقش روزنامه مي خوانم و يا چند برگ كتاب.حال گردش و بيرون رفتن هم ندارم.معمولا از تفريحات سالم خوشم نمياد.يعني رفتن به دامن طبيعت و تمدد اعصاب و چه و چه.منظور مردم از اين گردش هاي هفتگي را نمي فهمم.راستش علت اصلي در اينه كه تفريح ديگري نيست كه انجام بشه و مردم مجبورند هر هفته جمعه ها بروند سرعين يا آستارا يا شورابيل يا اينكه در خيابانهاي شهر ول بگردند و تخمه بشكنند!
من جمعه ها در خانه مي مانم و از بس استراحت مي كنم خسته مي شوم.آخرش پناه آوردم به اينترنت كه اون هم امروز جذابيتي نداشت جز همين چند سطر باطل...خوش باشيد و التماس دعا و ريا
بازتاب : بارها گفتهام كه هيچ لزومي ندارد براي هر عكسي يك شرح خندهدار بنويسم مثل همين عكس دانش يزدي معاون نمايندگي دايم كشورمان در سازمان ملل
اعتراض گسترده به دولت نهم به خاطر
توهین به نبی اسلام
بعد از ظهر امروز در قم راهپیمایی اعتراض آمیزی نسبت به آزمون ضمن خدمت آموزش و پرورش انجام شد.تعدادی از طلاب جوان و روحانیون و نیز دانشگاهیان و اهالی قم در این اعتراض با پوشیدن کفن شعار دادند: فرشیدی فرشیدی استعفا استعفا
همچنین علما و نهادهای مذهبی با صدور اطلاعیه هایی این عمل ناپسند و موهن را مورد اعتراض قرار داده و از وزیر آموزش و پرورش و رییس جمهور خواستند استعفا دهند.
بازار قم ، مشهد و تعدادی از شهرهای دیگر نیز تعطیل شد
مردم در شهرها و روستاهای کشور از دولت نهم خواستند استعفا دهند.موج مردمی که به واسطه توهین آشکار وزارت آموزش و پرورش برانگیخته شده است در حال حرکت به سوی تهران است.برخی از آموزگاران در تهران در برابر مجلس تجمع کرده و خواستار استیضاح فرشیدی شدند.
همچنین علما و بزرگان از بی اعتنایی رییس جمهور ارزشی و عدالت گرا و انقلابی و مومن به آرمانهای انقلاب و بسیجی و سلحشور در اعتراض مناسب نسبت به عملکرد وزیر مربوطه گلایه کردند.
تلویزیون ایران با پوشش گسترده اعتراضات مردمی و پخش اعلان های احزاب و گروه های سیاسی و مذهبی شدیدترین حمله به دولت را از طریق برنامه " فوق العاده " ارایه کرد.فرزاد حسنی در حین پخش برنامه زنده " فوق العاده " اطلاعیه شدید اللحن مردم لواسان و شمیران و دهستان و سروستان و بستان و سمنان و خراسان و ..را قرایت کرد.
خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی اعلام کرده اند مجلس و دولت و دادستانی و قوه قضای کشور هنوز عکس العملی نسبت به این موضوع نشان نداده اند.قرار است تا ظهر روز شنبه ۵ اسفند ماه ۸۵ گزارشی از نحوه سوالات آزمون ضمن خدمت به زییس دول و حداد عادل و شاهرودی ارایه شود.
یادتان هست که طلاب جوان حوزه ها در برابر کف زدن دانشجویان در دانشگاه تهران در حضور خاتمی کفن پوشیده و علما ندای وا اسلاما سر دادند!!!!!!
شاید چون دولت نهم از خودشان است هر کاری هم بکند حلال است.....
نوشته های فوق تنها تصوری بود از یک شیوه برخورد که دیگر از مد افتاده است...!