تبليغاتX
ابزورد ...بی مادر تنهای تنهاست

 

پیام دوستان احمدی نژاد به دولت نهم

دولت در سراشیبی

 


دولت نهم بسیار زودتر از آنچه که برخی ها پیش بینی میکردند در دام ندانم کاری های خود افتاد و عملکرد بی منطق و دور از سواد و قانون و منطق علم در کابینه نهم ارمغانی بهتر از این نصیب دولت عدالتگرا نکرد که دوستانش درمجلس هفتم او را به بی انضباطی مالی متهم کردند و انتقادات جانانه ای از هم سلکان خود در کابینه نهم کردند.دولت احمدی نژاد با شعار عدالت طلبی بر سر کار آمد و اولین کارش که هنوز ادامه دارد این بود که دولتهای دیگر را محکوم کرد و داعیه دار گردید که مملکت را گل و بستان میکینم و چه و چه.اما هنوز بیشتر از یکسال و چند ماه نگذشته که بی انضباطی مالی گریبانش را گرفته و همه را به فریاد واداشته است.
خاطرتان هست که اقای رییس جمهور در ابتدای سال دولتی ها را به صرفه جویی فراخواند و در اقداماتی تبلیغی به عمل کردن بر این شیوه تاکید گذارد.احمدی نژاد بر زمین نشست و نان پاره ای با پنیر میل کرد و گفت که هزینه های دولتی را کاسته است.
حتی آن زمان که قضیه سفرهای استانی اش جدی شد و کابینه در استانها تشکیل شد در پاسخ منتقدان گفت که این سفرها هیچ هزینه ای تحمیل بیت المال نمیکند.تنها یک نمونه دم دستی اینکه نماینده گرمی < شهری در استان اردبیل > در انتقاد از پرهزینه بودن سفرهای استانی دولت گفت : هزینه انتقال رییس جمهور از مرکز استان به شهرستان گرمی با هلیکوپتر بیشتر از دو میلیون تومان است حال چرا مدعی اند این سفرها هزینه ای بر دوش بیت المال نیست!!!!
این چنین است که اینک در ماه پایانی سال دولت برای پرداخت حقوق کارمندانش پول کم اورده است و دست به دامان مجلس و حساب ذخیره ارزی شده.مجلس اما اینبار طبق برنامه قبلی و ۴ لایحه متمم بودجه ای که در سال جاری از سوی دولت به مجلس امده بود ، عمل نکرد و لایحه را با تغییر اساسی و اصلاح به صورتی که کار غیر قانونی تصویب لایحه دیگر ادامه نداشته باشد ، تصویب کرد و پیام های شفافی به دولت داد.پیام شفاف مجلس البته از سوی هواداران و معتقدان دولت عدالت محور اعلام شد.پیامی با این مضمون که : اگر بی انضباطی کنید دیگر پشتیبان شما نخواهیم بود.و گفتند که حیله های دولتی برای تصویب لوایح دقیقه نودی دولت دیگر از مد افتاده است و دولت باید منضبط باشد.
هزینه های جاری دولت نهم افزایش چشمگیری یافته است.گرچه دوایر دولتی امسال هزینه خرید میوه و شیرینی و دسته گل و پذیرایی لوکس و چه و چه را  حذف کردند و از میهمانان و خود با چای و بیسکویت پذیرایی کردند اما معلوم نیست چرا اعتبار این موارد در جیب دولت نرفت و خرج هوا شد.حتما این مورد دارای اعتباری افزون بوده که دولت نهم در عملی انقلابی به حذف آن دست زد و مردم را شیفته مکارم اخلاقی خود کرد.
دولت نهم بسیار زودتر از پیش بینی های خوشبینانه از پا افتاده است.همه منتقد عملکردهای بی منطق و بی اساس دولت هستند و دولت در فرداهای هر تصمیم انقلابی گام های زیادی پس می کشد و این نگران کننده است. من برای دوستان جناح راست و مدعی عدالت و انقلاب در ساختارهای لاییک و غیر مردمی و چه و چه نگرانم که چگونه می خواهند در روزهای آینده که عمق فجایع تصمیمات ناشیانه دولت فزونی می گیرد از دولت اسلامی و عادل و باتقوا و انقلابی خود دفاع کنند.اینها چگونه می خواهند بفهمانند که نمی دانستند و نادن به اجرای امور ملی و مردمی بودند.....
و این هم اختتام سخن که : مرکز پژوهش های مجلس هفتم از دولت خواسته است بر اساس مستندات علمی و بررسی های همه جانبه به تغییر ساعات در سال ۸۶ رضا دهد تا چرخه اقتصاد نحیف ایران بیشتر از این در دام بی سوادی و بد سلیقگی ها از بنیان نپاشد.

 

عقبگرد اقتصاد..گفتگوی اعتماد با عباس عبدی

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1385ساعت 20:25  توسط محمد   | 

 

خودمان را

تقویت کنیم

اینکه بیاییم کالاهای خارجی را تحریم کنیم یعنی چه؟ از خیلی سالهای پیش از این در کشورهای شرقی که توسط بیگانه ها استعمار می شده اند یا تحت نفوذ انها بوده اند با بحث تحریم کالا مواجه هستیم.دنیای شرق در برابر دنیای غرب خود را ضعیف می بیند و برای جبران ان به تحریم خرید اجناسی که آنان تولید می کنند مبادرت می ورزد.این در حقیقت یک تاکتیک از سوی سردمداران کشورها یا مدیران ملت ها به شمار می رود که در نهایت جواب هم نمی دهد.تحریم کالاهای خارجی هیچ جنبه مثبتی در مبارزات ندارد.شاید مثال هایی از تاریخ ایران یا خاورمیانه در این باب عنوان شود اما در کل ثمره چنین مبارزه ای هیچ بوده و است.بهترین راه مبارزه با بیگانگان + اگر قایل به مبارزه ای اساسی با آنان باشیم + این است که خودمان اجناس و کالاهای بهتر و برتر از آن را تولید کنیم و انوقت است که ملت به جای خرید کالای خارجی نوع وطنی ان را که کیفیتی همتراز با مشابه خارجی دارد را ابتیاع خواهد کرد.اگر مثلا ایران بتواند وسایل الکتریکی و رسانه ای بهتر و کیفی تری از مثلا شرکت سامسونگ و یا ال جی و. یا سونی و یا ...تولید کند ملت از نوع داخلی اش را خرید می کند و مباهات هم می کند....بهتر است به جای تحرین کاکائوی نستله ، جنس بهتری تولید کنیم و مردم را راغب کنیم به خرید جنس وطنی که اعلا و درجه یک است...این بهتر نیست؟

+ نوشته شده در  بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 22:24  توسط محمد   | 

 

عجايب سياست


سفر لاريجاني به مونيخ لغو شد و اين هم از عجايب سياست ايراني است.بخوانيد درآفتاب

 

و امروز خبردار شدم که لاریجانی رفته مونیخ و مذاکرات البته چندان رضایت بخش نیست .بخوانید در فارس

+ نوشته شده در  بیستم بهمن 1385ساعت 23:34  توسط محمد   | 

 

خوش خیالی در مدار صفر درجه


فکر می کنید تا چه میزان اوضاع جهانی بر وفق مراد ماست؟آیا آرامشی که بر ایران حاکم است آشفته تان نمی کند؟هراس دارم از این سکوت و بی تفاوتی...همه دنیا دارد علیه ما می آشوبد ولی کسی در داخل ککش هم نمی گزد.داریم ادعای هسته ای شدن می کنیم و تهدیدهای جهانی را بلوف می خوانیم اما این که همه ماجرا نیست.واقعیت این نیست که! بازی ما با دنیا به بازی به جاهای خطرناکی رسیده است.خدای نکرده اگر گزینه اقدام نظامی علیه ایران واقعی شود و محدود یا غیر محدود حمله ای به ایران انجام بگیرد چه می شود؟هیچ به این فکر کرده اید که آتشفشان عقده های چندین ساله ملت محترم چه بلاهایی سر مملکت می آورد؟من یکی که می ترسم.شما نمی ترسید؟؟!!

+ نوشته شده در  هجدهم بهمن 1385ساعت 22:11  توسط محمد   | 

 

انفعال در سیاست خارجی


چندی پیش نیروهای آمریکایی با حمله به کنسولگری ایران در اربیل عراق ۵ تن از دیپلمات های ایرانی را دستگیر و حبس کردند.تا الان خبری از این افراد در دست نیست و شواهد دال بر استمرار حبس با تایید مقامات عراق دارد.البته در مورد دیپلمات بودن یا نبودن آن ۵ تن حرف و حدیث های متعددی به گوش می رسید اینکه آنها دیپلمات نبوده و از نیروهای قدس هستند و نظارتی از سوی دولت عراق بر این واحد کنسولی نبوده و چه و چه...سفیر آمریکا در عراق نیز هفته پیش گفته بود که تا چند روز دیگر اسناد و مدارک بازجویی از افراد دستگیر شده را علنی خواهد کرد که هنوز خبری از وعده زلمای خلیل زاد در میان نیست...کاری با اینها ندارم البته....دیروز هم یک دیپلمات ایرانی در بغداد ربوده شد.می گویند نیروهای عراقی وابسته به ارتش آمریکا ! آنها را ربوده اند....سخن من این است که آقایان وزارت فخیمه خارجه چرا چنین منفعلانه و زبونانه با این مساله برخورد می کنند؟مگر ربودن دیپلمات و حمله به سفارت و کنسولگری در عرف دیپلماتیک نشانه ای از تهاجم به خاک کشور و تجاوز نیست؟مگر می توان چنین آرام در برابر رویدادی اینچنینی تنها بیانیه صادر کرد و سخنرانی کرد و ....مگر مدعی نیستند که ایران قدرت برتر خاورمیانه است و از احدی نمی ترسد و چه و چه ، پس چرا از موضع قدرت برخورد نمی کنند؟چرا اعتراض اساسی و اقدام عاجل نمی کنند؟کاری ندارم که دستگیر شدگان که بوده اند و چه می کرده اند بلکه سخن در این است که حمایت از شهروندان ایرانی به خصوص شهروندان سیاسی و نماینده کشور از ارکان اصلی وظایف وزارت خارجه و نهادهای ذیربط است.
وزارت خارجه عملکرد نامناسبی در این زمینه دارد.بهتر است پیشتر و بیشتر از آنکه به محکوم کردن رفتار دیگران در مواجهه با مثلا مردم عراق یا فلسطین بپردازیم ، کمر همت ببندیم بر صیانت ازز حقوق ایرانیان.

+ نوشته شده در  هفدهم بهمن 1385ساعت 22:19  توسط محمد   | 


مي توني ببيني.....دقت كن....سعي كن ....توي همين قالبه.....با دقت نگاه كن...ببين....مي توني ببيني؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  هفدهم بهمن 1385ساعت 0:3  توسط محمد   | 

 

این کاریکاتورها به عنوان برترین کاریکاتورهای سال ۲۰۰۶ معرفی شدند...ببینید......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1385ساعت 22:27  توسط محمد   | 

پرويز ياحقي

 

 

ويولن نواز بر اسب چوبين

نشست

 

«پرويز ياحقي» نوازنده‌ي پيشكسوت ويولن در سن 70 سالگي،‌ صبح امروز ـ 13 بهمن ماه ـ به ديار باقي شتافت. اين هنرمند عرصه موسيقي، قطعات زيباي ويولون را در آهنگ‌هاي گلها به جاي گذاشته است. پرويز ياحقي در طول 60 سال حيات هنراش در احياي هنر موسيقي اصيل و سنتي ايران و زنده كردن گوشه‌هاي غني دستگاه‌هاي آن و نماياندن نقش ويولن در ساز سلو و تك‌نوازي، سبكي ابتكاري و بديع داشته و سهم چشمگيري را از اين سبك به خود اختصاص داده است. از شاهكارهاي اين هنرمند خلاق، ساختن و اجراي چهارمضراب‌هاي مختلف در قطعات موسيقي ايران است و چيره دستي او در هنر آهنگ‌سازي و تنظيم اركستر براي آهنگ‌هاي ايراني كه در طول بيش از 25 سال اخير، موثرترين و شيواترين ترانه‌ها و قطعات آهنگين را از خود به يادگار گذاشته است. «پرويز صديقي پارسي» معروف به پرويز ياحقي در سال 1315 شمسي در تهران خيابان صفي‌علي‌شاه تولد يافت و پدرش از مردان تحصيل‌كرده زمان خود بود. او كه در دوران كودكي نزد دايي‌اش زندگي مي‌كرد، هنرمندي خود را مديون استاد حسين ياحقي است. پرويز ياحقي از اوان كودكي و نوجواني با اساتيد موسيقي چون ابوالحسن صبا، مرتضي محجوبي، علي‌اكبر شهنازي وغيره آشنا شد و به مدت دو سال نزد استاد صبا به فراگيري رديف‌ها اشتغال يافت. او به عنوان نوازنده خردسال در برنامه‌هاي راديو، قطعاتي را اجرا كرد و تا 18 سالگي همكاريش با راديو ادامه داشت. «اميد دل من كجايي» با صداي استاد غلامحسين بنان از نخستين آثار معروف وي محسوب مي‌شود

+ نوشته شده در  سیزدهم بهمن 1385ساعت 22:59  توسط محمد   | 

 
 
 
جابر بن حیان وجود تاریخی ندارد
 
 
 
 
 

جند وقتي است كه تلويزيون ايران ، شبكه سه سريالي را پخش مي كند با نام جابر بن حيان.شايد از انتقادات بسياري كه بر اين سريال وارد مي شود اطلاع داشته باشيد

 

 وقتي كيفيت اهميتي ندارد / همشهری

 

تلويزيون و مهندسي فرهنگي / اعتماد

 

تناقض ديالوگ‌هاي«جابربن‌حيان» فاحش‌وغيرقابل اغماض است / ایسنا

 

سريال «جابربن‌حيان» تعادل و يكنواختي زباني ندارد / ایسنا

 

اما سواي ضعف هاي بسيار مفتضح اين سريال و هدر دادن پول بي زبان ملت كه هيچ حسابرسي هم ندارد و...نكته اي كه مي خواهم بدان اشاره كنم مربوط است به نظريه يكي از علماي اردبيل كه البته زنجاني الاصل است اما از زنجان بريده و سالياني است كه رحل اقامت در اردبيل افكنده.آقاي موسوي زنجاني روحاني دانشمند و محققي است كه بيان تند و تيزي دارد و پژوهشگر وارسته اي است و نفوذ كلام عجيبي دارد.مدتي در قوه عدليه و قضاييه ايران مشغول بود و معاونت اجتماعي قضاييه را بر عهده داشت اما دو سه سالي است كه از تمامي كارهاي دولتي بركنار مانده و الله اعلم...شايد به خاطر صراحت كلامش بوده و يا ...بهرحال ايشان بر اين نظر است كه اصلا در تاريخ اسلام و ايران شخصيتي به نام جابر بن حيان وجود ندارد و اين آدم دست پرورده دشمنان شيعه است تا در برابر مقام علمي امام صادق كسي ديگر را برجسته سازند و ...آقاي موسوي زنجاني مدعي است كه اگر كسي بتواند نشانه اي مستند در تاريخ ايران و اسلام از جابر بن حيان بيابد حاضر است هر چه او بخواهد بدهد.... مي گويد كه صهيونيستها (( موسوي زنجاني تمام افراد حاضر در جبهه اسلام ستيزي را صهيوني مي داند )) اين آدم را خلق كرده اند و اين جابر بيش از 200 سال قدمت ندارد و حتي زادگاه مشخصي هم ندارد.روزي زاده شامات است و روزي كوفي است و الان هم به مدد تلويزيون خراساني شده است و....

بالاخره اين هم نظري است ديگر.......

+ نوشته شده در  دوازدهم بهمن 1385ساعت 0:0  توسط محمد   | 

       خاتمی و کری

 

 

 

 

     

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  هفتم بهمن 1385ساعت 22:11  توسط محمد   | 

 

رابطه گوجه های نارمک و جنگ احتمالی


فکر می کنید گوجه فرنگی با حمله آمریکا به ایران رابطه ای دارد؟اصلا چرا سر بزنگاه و زمانی که شایعه حمله نظامی مطرح شد قیمت گوجه فرنگی بالای ۱۵۰۰۰ ریال رفت و تا مرز ۳۰۰۰ تونم را درنوردید و الان پیدا نمی شود؟راستی آنهایی که هم محله احمدی نژاد هستند هم از اون تره باری میدان ۷۲ نارمک خرید ارزان می کنند؟خبرنگارها که می گفتند خبری از گوجه ارزان در نارمک نیست و رییس جمهور اصلا در ان منطقه زندگی نمی کند دیگر؟این مردم فریبی نیست که آدم آدرس خانه اش را به ۷۰ میلیون نفر اشتباهی بدهد؟احمدی نژاد دارد تمام می شود.هر رییس جمهوری تاریخ مصرفی دارد و طبیعت کار بشری و کارهی اینجوری همین است که آدم یک مدتی باشد و یک مدتی نه.احمدی نژاد هم تاریخ مصرفش تمام شده و مثل اینکه مملکت دارها دارند کارهای زیرزمینی می کنند که زودتر از دست دولت نهم خلاص شوند.آخر مگر می شود اینهمه کار بی منطق و بی اساس انجام داد....
وضعیت جامعه اسفبار است.من فکر می کنم تهدید خارجی جدی است و احتمال حمله نظامی زیاد است.منطقه در وحشت فرو رفته است و دیدارهای دیپلماتیک جدی تر و شتابناک تر دارد انجام می شود تا شاید از وقوع جنگ پرهیز شود.اما نه انور کوتاه می آید نه اینور.دارند افکار عمومی دنیا و منطقه را آماده جنگ می کنند و وضعیت علیه ایران است.این همه به احمدی نژاد گفتند که با هولوکاست و اسرائیل و ..کار نداشته باش و بچسب به کار برای مردم بیچاره ایران.حرف گوش نکرد و الان دنیا را در برابر ایران قرار داده است.ایرانی که مردمش دوستدار جنگ و نفرت و خشونت نیستند و می خواهند زندگی آرامی داشته باشند.وضع مالی هم که وخیم است.فکر میکنم باید از همین الان آذوقه ذخیره کنیم.بهتر است کوجه های کال تره باری میدان نارمک را بخریم و بگذاریم گوشه ای بماند تا خدای ناکرده اگر جنگ رخ داد از آب گوجه ویتامین کسب کنیم برای مقاومت.

همیشه که این فیلم های جنگی دوران بین الملل دوم را میدیدم با خودم میگفتم احتمال دارد روزی هم ما چنین جبهه هایی را در شهر ها و خانه هامان تجربه کنیم...مقاومت کنیم و بجنگیم و ....اما به این مسئله اصلا فکرم قد نمی داد که باعث درافتادن مان در چنین مهلکه ای تندروی های یک دولت مدعی باشد و....

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1385ساعت 22:57  توسط محمد   | 


داوود غفارزادگان داستان جدیدی دارد به اسم گوربان که در سایت ادبی جن و پری منتشر شده.بخش هایی از این داستان را می خوانید.....



سرِپیچ که رسید، ایستاد. چشم‌ها را بست و سینه‌اش را از هوای تازه انباشت. اما هنوز بوی منگ کننده‌ی گوگرد از پشت سر می‌رسید. جلوتر رفت و روی سنگی نشست. نگاه به سمت کلبه انداخت و جیپ پدر را ندید. کجا رفته بودند اول صبحی؟ شیشه‌های پنجره را از همان جا شمرد: یک، دو، سه،... حتم پدر و دکتر درختی زد و خورد هم کرده بودند. آخرسری کنار آمده بودند با هم.
پدر می‌گفت: مادرت این‌طور خواست.
گفت: میان عاشقی و سرگردانی، سرگردانی را انتخاب کرد.
به تلخی گفت: خودش می‌گفت میان نیکویی و  عاشقی.
و به تمسخر پوف می‌کرد: نیکویی!...
همه چهارده تا شیشه را شکاند. سنگ بارانش کرد کلبه را. و سنگی پراند که خورد به پیشانی دکتر درختی. وقتی به زور پدر کشاندش توی کلبه، دکتر درختی به بهانه‌ی آب آوردن کوزه را برداشت. خون از روی پیشانی‌اش شره کرده بود روی پیرهنش.
پدر گفت: رفیق‌ایم با هم. بچه محل بودیم. با هم می‌رفتیم دانشکده. مادرت همکلاسمان بود.
دکتر درختی که با کوزه‌ی پر برگشت آلبوم عکس‌ها را از زیر تخت بیرون کشید گذاشت جلو روشن.
و شب ساحره که ماجرا را شنیده بود،گفت: همان بهتر که مردها گوربانی کنند.
گفت: از دل یه زن هیشکی خبر ندارد.

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1385ساعت 21:3  توسط محمد   |