آدم رغبت نمی کند به زندگی

این تصویری است از مانکن های ایران اسلامی در تهران که ....
داود غفارزادگان كارهاي تازهاي دارد، اما ميگويد كه چندان رغبتي به چاپ كارهاي جدي ندارد. بهگزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سه بازنويسي ادبيات كلاسيك براي جوانها توسط او منتشر خواهند؛ "بهرنگ طاووس، بهرنگ كلاغ" (ابوسعيد ابوالخير)، "امروز و دگر روز و سوم روز" (عطار نيشابوري) و "ناز و نياز" (شمس تبريزي)، كه بهگفتهي او نوعي كولاژ از آثار اين چهرهها هستند و نگاه يك داستاننويس به زبان و نثر آنها. كتابهاي يادشده ازسوي نشر افق زير چاپ هستند. همچنين در روزهاي اخير كتاب "كلاغها هم ميميرند" براي نوجوانان و جوانان نوشتهي او توسط نشر سبز خامه منتشر شده است. چاپ دوم و ويرايش جديد "زخمه" از اين نويسنده نيز با نام "شب ايوب" پس از سالها منتشر خواهد شد. اين كتاب بههمراه "فال خون" از آثار بزرگسالان غفارزادگان دربارهي جنگ هستند. بهگفتهي او، چاپ "سايهها و شب دراز" هم تمام شده، اما تجديد چاپ نشده است. غفارزادگان همچنين به اين موضوع اشاره كرد كه رماني را براي بزرگسالان دارد، اما براي انتشار آن فعلا اقدام نخواهد كرد. او در اينباره متذكر شد: در وضعيت موجود آدم رغبت نميكند كار جدي منتشر كند. از دور و با فاصله كه نگاه ميكنيم، در قرن بيستويك و در كشوري با اين فرهنگ غني و پربار در طول تاريخ، بعضي حرف و حديثها و مسائل شكل غيرموجهي دارند و وضعيت تأسفبار است. "دختران دلريز" براي بزرگسالان، و كتابهاي نوجوانان "هفت پهلوان، هشت پسر جوان" و "مقتل" نيز از ديگر آثار اين نويسندهي متولد سال 1338 هستند.
انسان ها و فضا....عکس های جالبی هستند.ببینید....................
این هم آواز و موسیقی اثر استاد شجریان و استاد محمد رضا لطفی که در جشن هنر شیراز اجرا کرده اند.دانلود کنید.فایل سبکی است و ارزش شنیدن و سپردن به حافظه کامپیوتر شخصی تان را دارد.
بیایید به مرگ ارزان در ایران اعتراض کنیم
در یک ماه گذشته ۳۶۰۰ نفر در تهران به خاطر آلودگی هوا تلف شده اند...!
خواندن این خبر در روزنامه های دیروز و امروز آدم را متاسف کرده و به فکر وامیدارد.راستی ما چه می کنیم.داریم چه زندگی ای را تجربه می کنیم.می خواهیم چگونه زیست کنیم.آیا مرگ ۳۶۰۰نفر به خاطر آلودگی هوا در تهران خبر مهمی نیست.آیا ارزش صدور بیانیه و اعتراض ندارد.از دوستان اینترنتی و ماهر در دنیای مجازی می خواهم که برای این امر هم کاری بکنند.کمپینگی ، وبلاگی و یا بیانیه ای برای امضا و اعتراض و راهکار دادن و بازخواست کردن.نه تنها برای مرگ ۳۶۰۰ نفر در تهران ،
به خاطر مرگ های ارزان جاده ای و هوایی ،
به خاطر مرگ کارتن خوابها در سرمای زمستان ،
به خاطر مرگ هزاران نفر در اثر سهل انگاری مسئولان ساخت و ساز جاده ای و مسکن و ...، به خاطر مرگ انسان های بیگناهی که به کام مرگ می روند چونکه امنیت در شهرها وجود خارجی ندارد.
به خاطر مرگ دخترانی که اسیر وحشیان هوسران جامعه مزخرف مان می شوند و تجاوز به انها با مرگ شان توام می شود.
به خاطر مرگ دخترانی که در ایلام خودسوزی می کنند و در آذربایجان ذره ذره آب می شوند و در سیستان اسیر این و آن می شوند و اسیر بهره کشی های ناروا ،
به خاطر دخترانی که از گرسنگی و سوء تغذیه به کام مرگ و پیسی می روند....
به خاطر مرگ پسران و جوانانی که در دام اعتیاد و مشروب و ایدز و اکس و سرگردانی و بیکاری افتاده و می میرند و ذره ذره آب می شوند.
به خاطر مرگ کودکانی که طعمه والدین نادان و لاقید می شوند.
به خاطر مرگ هایی که قانون می زاید و می توان خاموشش کرد.
به خاطر مرگ هزاران هزار آدمی که در کارگاه ها و کارخانه ها بی آنکه تامین جانی داشته باشند کار می کنند تا روزگار بگذرانند اما حریق می گیردشان و منکوب می شوند زیر هزار تن افسوس و اندوه و بی آبرویی و ...
افسوس از این همه مرگ ارزان...

تئاتر فجر براي تهراني ها نه براي همه
برنامه تاترهاي جشنواره بيست و پنجم را مي توانيد در اينجا ببينيد و اگر فرصت كرديد سري به سالن هاي نمايش تهران بزنيد.ما كه در شهرستان محروم از تاتر حرفه اي و اجراهاي خارجي هستيم.
گفته هاي معاون ارشاد را هم بخوانيد كه دارد خلاف برنامه هاي چند ساله كارشناسان در غير رقابتي كردن جشنواره فجر حرافي ميكند.
اين را هم بخوانيد كه نقدي است بر پوستر جشنواره ۲۵ ام.
حيفم امد از گفته هاي متفكرانه رضا عابديني كه چندي پيش جايزه پادشاهي هلند را دريافت كرد...بخوانيد
می دانید ماهانه ۱۰ میلیارد تومان هزینه تاسیسات نطنز می شود؟
چه خبر؟ زندگی خوش می گذرد؟با وضعیت جدید چه می کنید.قرار بود وبلاگ ها را محدود کنند و طرح ساماندهی برایش اجرا کنند که از قرار معلوم عقب نشینی کرده اند.این دولت از آن اعجوبه هاست به خدا.طرح تدوین می کند و اعصاب مردم را به لجن می کشد و بعد که می فهمد کار نادرستی است و با شرایط مملکت نمی خواند از ادامه آن باز می ماند.
مثل طرح ساعات بانکی و ساعت شروع به کار مدارس و طرح وام های کلان و تسهیلات اشتغالزا و چه و چه و چه....
معلوم نیست این ادم ها از کجا آمده اند و کجا دارند زندگی می کنند.انگار نمی دانند که مملکت را نمی شود با حرف گرداند.
رییس جمهور و کابینه نهم حساب ذخیره را خالی کرده اند و هر چه بیشتر بتوانند خرج می کنند و هزینه های جاری دولت را آنقدر بالا برده اند که باز وسط سال متمم داده اند تا جبران هزینه هایشان شود.عمران هم که تعطیل است و فقط هزینه می شود از جیب ملت بدبخت و گرانی خیز برداشته و کسی هم خیالش نیست.
هر چه قول به مردم می دهند در اجرایش می مانند چون نمی دانند توان کشور در چه حد است...خدا عاقبت ما را به خیر کند...پرونده هسته ای هم بیخ پیدا کرده و اسراییل تهدید حمله نظامی کرده.آقازاده ه گفته که تاسیسات ما زیرزمینی است و دانش اتمی در ایران نهادینه شده و کسی نمی تواند به ما بگوید بالای چشمت ابرو...کاش دانش زندگی و دموکراسی و رفاه در ایران نهادینه می شد...
راستی می دانید ماهانه ۱۰ میلیارد تومان هزینه تاسیسات نطنز می شود؟؟؟با سه هزار نفر کاگر و کارمند و مهندس و تکنیسین !!!

دیکتاتور مرد.من هم مثل محمد معینی بر این اعتقادم که او باورش نبود که دارد می میرد.اصلا باورش نمی شد بدبخت که دارد می میرد.گرچه او همان زمان که دستگیر شد مرد و تمام شد.زندگی سگی یک دیکتاتور همین است دیگر.می کشد و کشته می شود.دیده بودیدش که در دادگاه چه صلابتی نشان می داد که مثلا من هنوز هستم.اما صدام مرده بود.صبح که خبرش را شنیدم زنگ زدم مادرم و گفتم که لعنتی را کشتند.۱۴ سال بود که آرزوی مرگ صدام را داشت و امروز دیکتاتور تمام شد.اما زخم هایی که او مسبب آن است تا ابد زخمه خواهد زد بر جان و تن...........
شب بیضایی
شب بهرام بیضایی در سالروز تولدش بر پا شد.
خبر کامل ان را می توانید دراینجا بخوانید.... و در ایسنا
این کارتون های بسیار زیبا از هنرپیشه های هالیوودی را هم از دست ندهید....
آقا جای شما خالی ؛ یه برفی باریده تو این خراب شده که بیا و ببین.نه نیا .کجا می آیی.مگه میشه اومد.برفی باریدن کرده که تا زانوت می رسه.از اون برفای قدیمی.از اون برفایی که بزرگترامون میگن.عجب برفیه ها.باید بودین و می دیدین.تقریبا همه چیز زیر برف گم شده و سرعت زندگی کند شده.البته مواقع عادی هم زندگی در این بلد سرما زده کند و بی شتابه اما الان بدتر.زیبایی های برف هم به درد استوایی هخا می خوره....
مثل یک چیز عجیب
این اتفاقات عجیب هر از چند گاهی روی می دهد.مثل یک بلا نازل می شود و آدم راه گریزی پیدا نمی کند.آنقدر سریع اتفاق می افتد و آنقدر غیر مترقبه واقع می شود که می مانی چه بکنی.اصلا نمی شود پیش بینی کرد که کی اتفاق می افتد و کی رفع می شود.مثل یک بختک روی زندگی ات پیله می بندد و مانند اختاپوس حلقه ات می کند و اجازه حرکت و فکر به تو نمی دهد.می شوی مثل یک جذامی یا افلیج.می مانی در گرداب زندگی جهنمی که مجبوری به ادامه اش تا وقت اجل و ماندن در تنهایی و بی کسی.خیلی وقتها می شود که سرت را بالا می گیری تا شاهین و همای بقا و سعادت را شاید ببینی و حداقل اش حظ کنی از این تصویر رویایی اما تا می خواهی سرت را بالا بگیری فضله گنجشک های درختان کنار پیاده رو می پاشد روی پالتو و می مانی در تقدیر این زندگی.دیده اید که بعضی ها تا می جنبند که حالی از زندگی ببرند یا می میرند یا تصادف می کنند و خانه نشین می شوند و یا چنان در بدهی و قرض و قوله گیر می کنند که روزی هزار بار طلب مرگ می کنند از خدا.چند روز پیش دختری در خلخال خودکشی کرد.از قرار معلوم این دختر که دانشجو بوده و اهل تبریز با پسری دوست بوده و گویا رابطه دوستانه شان بهم خورده و پسر جوان خیانت کرده و نمی دانم دیگر از این جور حرف ها و بعد دختر بیچاره که از فرط عشق نمی دانسته چه کند و برای روز بعدش هیچ تصویری در ذهن اش نبوده جز همان روابط دوستانه تصمیم گرفته با خوردن قرص های مختلف خودش را از بین ببرد.مثل همین داستان ما دیگر.آدمی که نداند چه اتفاقات عجیبی منتظر او هستند باید یا خودکشی کند یا دنبال چیزی باشد مثل جن و پری...
کافه تیتر تعطیل شد
کافه تیتر را من از اینترنت دنبال میکردم.کافه خوبی بود.بحث هاش خوب بود و نو.اماکن گیر داده بهش و تعطیلش کرده.کم نبود توقیف کردن تیترهای کاغذی حالا آمده اند سراغ تیتر های مجسم.خدا رحم آورد بر ما.....

تحریم
شورای امنیت سازمان ملل با رای تمامی اعضا تحریم ایران را تصویب کرد.