
دفاع ، حمله ،دفاع
رییس جمهور از یک خانمی به اسم فاطمه رجبی که همسر سخنگوی دولت است و دختر یک آخوند محقق و معتمد و معتدلی هم هست دفاع کرده است و از نقدهای او قدردانی کرده است.رجبی که از تند و تیزترین هواداران احمدی نژاداست سال پیش کتاب " احمدی نژاد معجزه هزاره سوم " را نوشت که کتابی است جنجالی و خواندنی که می شود یکبار خواندش و انداختش لای قفسه برای ماندن در تاریخ.او چندی پیش در جریان سفر خاتمی به آمریکا نوشته بود خاتمی باید خلع لباس شود...!حالا رییس جمهور دارد از او حمایت میکند.منکه میگویم به این احزاب اصلاح طلب که دست از طلب بدارید تا کام اصولگرایان کاملا برآید و بعدش را خدا بزرگ است.
هواپیمای تشریفاتی که سال پیش بعد از خریداری شدن جنجال آفرین شد و لباس خون و مرگ دولت هشتم شده بود الان دست دولتیان است و هیچ خبری از آن همه ادله عدالتمحورانه و مقابله با بیداد ثروت و حشمت نیست...از قدیم گفته ان که قبح عمل به چند چیز از بین می رود یکی از این چیزها مرور زمان است انگار...
مثل اینکه رییس جمهور با فرهاد رهبر شرطی بسته بود و او به آنها عمل نکرده است و تغییرات بعد از این گسترده تر خواهد بود.
رمضان زاده از پخش شبنامه علیه دولت خاتمی انتقاد کرده است.
و سر آخر اینکه اولمرت نخست وزیر اسراییل سخنان تندی غلیه ایران زده که می توانید در اینجا بخوانید.

روزگار از فردا یا بدون صفحات سیاسی منتشر می شود و یا اصلا چاپ نمی شود.این هم از عجایب روزگار نوین مهرورزی است.روزگار در همین سه شماره اولش نشان داد که می تواند جذلاب و خواندنی باشد اما امان نمی دهد این تندر طوفانی مسموم به گل و بهار که بشکفد...
جانبداری بیش از حد از دولت موجب تعرض صاحب منصبان به دیگرانی شود که دیگر گونه می اندیشند شود.این حمایت برای دولت نهم کمی بیشتر است و می تواند موجبات سواستفاده دولتیان را پیش آورد و منتقدان از سوی قدرتمندان حاکم محکوم به تفرقه افکنی و دشمنی و چه و چه شوند.
دوستی امروز از تصمیم رییس جمهور در مورد سازمان برنامه حمایت می کرد و ادله می آورد که مدیریت و برنامه ریزی مسبب اصلی عقب ماندگی ملی و به سامان نرسیدن کارها بوده و هست و باید این کار انقلابی صورت می پذیرفت.البته این دوست عزیز که در سیستم مدیریتی جدید دارای پست مهمی است و از معتمدان شخص احمدی نژاد هم به شمار می رود حرف جالبی هم زد که عینا نقل میکنم اما اگر این حرف به مذاق برخی افراد و ارگانها خوش نیامد نباید مرا به جرم توهین به رییس جمهور و دولت و چه و چه متهم و تعقیب کنند.او می گفت که برای انجام برخی از کارهای اینچنینی مثل انحلال برنامه و بودجه و کاهش نرخ بهره و سفرهای استانی و گماردن آدم های صفر کیلومتر و غیره یک آدم دیوانه لازم بود که حالا پیدا شده و دارد مثل برق و رعد ! همه چیز را زیر و رو می کند < یا مثل تند باد و طوفان ترنادو > اجازه بدهیم که یک تجربه اینچنینی هم داشته باشیم...حرف هایش را شنیدم و بی هیچ حرفی از محضرش مرخص شدم...! او را هم دیوانه ای یافتم و خود را ابله تر و بدبخت تر از او که ۴۵ دقیقه از وقت گرانبهایم را اسراف چنگوله های خروسکی اش کرده ام و ...
تا بعد

که چندی پیش اهل فرهنگ هشتاد سالگی اش را جشن گرفتند و جشن نامه اش در مجله بخارا انتشار یافت. با وجود این هنوز بر سر کار خود در موسسه انتشارات سروش حاضر می شود. تا چندی پیش سرپرستی ترجمه « فرهنگ آثار» را بر عهده داشت که آخرین جلد آن ( جلد ششم ) چند ماه پیش انتشار یافت و کار به پایان رسید. اکنون در انتشارات سروش با احمد سمیعی گیلانی همکاری می کند که دست اندرکار تهیه یک مجموعه دو جلدی از آثار مؤلفان و
نویسندگان ایرانی و اسلامی است و ادامه « فرهنگ آثار » به حساب می آید.
ترجمه های سید حسینی از
سال 1326 تا کنون برای خوانندگان آشناست. در واقع سه نسل از فارسی زبانان در مدت شصت سالی که وی ترجمه می کند با آثار او آشنایی یافته اند.
علاوه بر آن « مکتب های ادبی » او که نخستین بار در سال 1334 چاپ شد - و بعدها همواره در تکمیل آن کوشید - کتاب درسی چندین نسل از دانشجویان ایرانی بوده است. از میان ترجمه های او ترجمه « ضد خاطرات » ( به اتفاق ابوالحسن نجفی ) و « امید » آندره مالرو بسیار مشهور است.

شهادت
امام
علی
پاموک،ترک برنده نوبل ادبیات
اورهان پاموك - نويسندهي اهل تركيه - برندهي جايزهي نوبل ادبيات سال 2006 شد. پاموك اين جايزه را بهخاطر مجموعهي آثارش كه به تقابل فرهنگها ميپردازد، بهدست آورد. آكادمي نوبل در سوئد دقايقي پيش اعلام كرد، پاموك در كاوش روح افسردهي زادگاهش، نمادهاي تازهاي از برخورد و در هم پيچيدن فرهنگها را كشف كرده است. سال پيش هارولد پينتر انگليسي برندهي اين جايزه شد
عمران صلاحی هم رفت.طنزنویس چیره دست و ماهر و نکته دان و جسور.همین دو روز پیش بود که طنزهای کوتاهش را در بخارا می خواندم.همین جور این آدم ها دارند از دست ما می روند و ما هنوز نمی دانیم گنجینه فرهنگی و ادبی یعنی چه...روحش شاد
شهری بر فراز هف
تاد تپه
سفر به ترکیه تجربه جالبی بود.گزارش هایم از این سفر از امشب در ادامه مطلب گنجانده می شود تا اگر کسی دلش خواست بخواند و بی خودی اینجا شلوغ نشود.البته گهگاه نوشته های کوتاه را از این سفر در همین پست خواهم داشت.سعی می کنم کم بنویسم و اصل مطلب را بگویم.
همین اول کاری از آنکارا برایتان بگویم که شهری در نهایت زیبایی و پاکیزگی است که برایم جذاب بود.خیلی از ایرانی ها در سفر به ترکیه آنکارا را نمی بینند و به استانبول و آنتالیا سفر می کنند. اما آنکارا واقعا شهری زیبا و شایسته دیدار است.
آنکارا شهری است بنا شده بر هفتاد بلندی که در شب دیدنی تر است و در روز قدم زدنی. تپه های هفتادگانه آنکارا شهری تمیز را بر دوش دارد که مردمش بسیار مهربان و ارام هستند.
حالا این انکارای ترکیه البته در برابر شهر های اروپایی دیگر که چیزی نیست و من هم هنوز نتوانسته ام انجاها را ببینم.اما بهر حال مزیت ترکیه امروز در این است که در تلاش برای توسعه همه جانبه هستند و بسیار تلاشگرند.
**
دانشجوهای ارشدی که ستاره دار شده اند سوژه جالبی هستند برای تحلیل وضعیت جدید.البته تورم خزیده در تن و جان اقتصاد خرد و کلان ایرانی و شتاب زدگی های مدیریتی و تغییرات دامنه دار مدیران در کشور و فساد اداری و رشوه و پارتی و بلایای گزینشی و دروغ پردازی های رسانه ای و تحلیل مبانی اخلاقی در جامعه و چه و چه همگی سوژه های جالبی هستند برای نوشتن و فکر کردن.روژه ساراماگو در جایی گفته است که امروز بهتر است بیشتر خواندن رمان و تاریخ های پوشالی به مداقه در باب عدالت و دموکراسی بپردازیم...جالبه نه؟
داستان ترکیه ـ بخش اول ـ را در ادامه مطلب بخوانید......تا بعد
یا حضرت مولانا