تبليغاتX
ابزورد ...بی مادر تنهای تنهاست

آیدین فرنگی همکار روزنامه سرمایه و نماینده آن در اردبیل است.با من مصاحبه کوتاهی کرده بود در زمینه تئاتر که می توانید در ااینجا بخوانید.

احمدی نژاد  هجدهمین سفر استانی اش را به اردبیل انجام خواهد داد و از سه شنبه در اردبیل است.احتمالا ۱۰۰ طرح در هیات دولت تصویب شود و قول های عمده ای داده شود و ۱۰۰ هزار نامه مردمی جمع آوری شود.من که نمی فهمم این جور سفرها چه دردی از درد مملکت دوا می کند.همین بس که به گفته منابع مطلع میزان اعتباری که رییس جمهور در سفرهای استانی به مردم منطقه قولش را می دهد در حقیقت همان بودجه سالانه استان است که معمولا ۲۰ یا ۳۰ درصد ان را در ابتدای سال اختصاص نمی دهند و پس از سفر استانی با عنوان هدیه دولت به استانها اعطا می شود!     تابعد

+ نوشته شده در  بیست و سوم مرداد 1385ساعت 19:33  توسط محمد   | 

 

مشروطه صدساله شده است و این بهر حال اتفاق جالبی است.ایرانیان صد سال است که به دنبال آزادی و حاکمیت قانون در تلاش اند و این تلاش ها به هر روی موثر بوده است.همین که چیزی به نام قانون اساسی ایجاد شده و حاکمیت مشروط به قیودی شده است قابل توجه است.گرچه اینها کم هستند و ناچیز و بایسته بود که ایران در این صد سال گام های بهتری بردارد اما شرایط عمومی این میهن استبداد زده بیشتر از این را اجازه نداده است و می توان امیدوار بود به تلاش های بیشتر و موثرتر در برپایی نهادهای قانونی.

برای دیدن موزه مشروطه در تبریز اینجا را کلیک کنید

قانون اس و اساس تمامی سازوکارهای دنیای مدرنیستی است و دولت های امروزی بی تقید به قانون توان حضور در صحنه جهانی و ملی را ندارند.واقعیت آن است که مردم در سایه تلاش های دانشمندان و روشنگران و نیز گسترش ارتباطات و تعاملات مدنی و علمی اینک به حدی از آگاهی دست یافته اند که تقید به قانون را پذیرا باشند و تحکم مستبدین را نپذیرند.دنیای جالبی است.اینک در پس صد سال از روزهای ملتهب نهضت مشروطه جای بسیاری از مومنان به شروط قانونی خالی است و نیک است که از سعی وافر همه انهایی که در ثمربخشی این قیام ملی یاری رسان بوده اند تشکر کرد.اینروزها همه از ستار خان و باقر خان و بهبهانی و طباطبایی و خیابانی و مدرس و نمیدانم چه دوله ها و سلطنه ها و حتی از کارداران بیگانه و که که تمجید میکنند.از روزنامه نگاران و شب نامه نگاران و انجمن های خفیه و علنی و جماعات نسوان و حلقه های ادبی و متجددین و مترقیون و متحزبین و چه و چه بسیار گفته می شود و باسکرویل هم که شهید امریکایی مشروطه است نیز مورد توجه است.راستش حیفم می آید در این نوشته از باباخان مجاهد اردبیلی یادی نکنم که جایی ازش اسمی نیست و رسمی نه!اردبیلی ها اخلاق گندی دارند که داشته های خودشان را همیشه منکوب میکنند و از بر سر زبان ها اوردن متشخصین و بزرگان قوم خود می پرهیزند.باباخان هم در این زمره است.کسی که تلاش های جانانه ای در بسط عدالت و دادخواهی و قانون طلبی از خود نشان داده است اینک در هیچ کجای کتاب مشروطه ازش نامی نیست و بدتر از آن اینکه در اردبیل کسی سراغ مشروطه را نگرفت و نه همایشی برپا شد و نه پژوهشی.حتی مانع چاپ پوستری از باباخان شدند و من متاسفم که در این شهر روزگار می گذرانم.راستی چرا کسی در این خراب شده از باباخان نامی نمی برد و تلاشی برای ماندگاری نام او نمی کند؟باباخان که سهل است بسیاری از گنجینه های معنوی این شهر دارد به تاراج می رود و للـه دیگری برایش پیدا می شود اما ما در پیچ هزارتوی تنبلی و حسادت و حماقت خودمان دست به گریبانیم.هنوز داریم برای خودمان و مغان و مشکین و خلخال و کجا و کجا جک درست میکنیم و همه را می خندانیم به ابلهانه گی هایمان و آنوقت برای یک دستمال قیصریه را به گه میکشیم.عفن و عبس است این همه و در عجبند ماکیان.......تا بعد

+ نوشته شده در  شانزدهم مرداد 1385ساعت 16:56  توسط محمد   | 

جنگ اسراییل و حزب الله همین طور پیش برود یک ماهه می شود و رکورد جدیدی در تخاصمات معاصر منطقه ای بر جای می گذارد.این جنگ که با بلندپروازی حزب الله در دست یابی سریع به اهداف خود و به طور خاص آزادسازی اسرای لبنانی آغاز شد در ادامه و با حملات سهمگین ارتش اسراییل به جنوب لبنان شعله ور شد و شطرنج سیاست در خاورمیانه به گونه ای نوین آرایش شد.هر دو طرف در حال حاضر در حال تند تر کردن آتش تخاصم هستند و فعالیت حقوق بشری در نقاط مختلف دنیا راه به جایی نمی برد.کودکان و زنان و مردان بی پناه در لبنان و تا حدودی در اسراییل تا جایی که موشک های کاتیوشای حزب الله راه می رود از اولین کشته گان جنگ هستند.بنیان های اقتصادی و زیرساخت های صنعتی در لبنان از بین رفته است و اسراییل با شدت لبنان را می کوبد و برای یک دستمال قیصریه به آتش کشیده شده است.در این میان تقصیر هر دو طرف واضح است.نه حزب الله و نه اسراییل نمی توانند مدعی محق بودن و یا بازنده و برنده بودن خود باشند.جنگی که درگرفته است را نمی توان با هیچ معیاری سنجید و یک طرف را علت و دیگری را معلول دانست.در حالی که کودکان لبنانی در روزهای بمباران لبنان از دست بمب و گلوله و راکت های اسراییلی جان به سلامت بدر نمی برند و زنان آواره کوچه ها می شوند و زندگی از دست می رود آیا می توان با دلایل عقیدتی و میهنی جنگ را ادامه داد؟می توان که صلح کرد و و در معیارگزینی حقوقی همه چیز را حل کرد.هر دو طرف درگیر تا جایی محق اند و تا جایی دیگر محکوم.راستی آیا موشک های حزب الله به تلاویو خواهد رسید؟

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت 23:13  توسط محمد   |