تبليغاتX
ابزورد ...بی مادر تنهای تنهاست

محمد ذکری درگذشت.آدم نمیداند چه کند این ماه آذر را؟!!همه اش خبر دوری و جدایی و مرگ است.خدامرگ در انتظار است.شتاب کنیم این سه روز را به خیر کند.آمین
محمد ذکری از روزنامه نگاران قدیمی اردبیل بود.آدمی فرهنگی،دردمند،مستقل و تلاشگر در راه پیشرفت شهر.مهربانی و صمیمیت و همراهی اش با جوانان نمونه بود.مدیر نشریه دامن حق بود و در ۶۸ شماره ای که دامن حق را منتشر کرد""۱۳۳۰ـ۱۳۳۴"" نشان داد که قلمی انتقادی و در راستای آرمان سعادت طلبی و آزادی خواهی مردم دارد.شعار ذکری در دامن حق اینها بود:
دامن حق عــــروة الوثقــــی بود                 
هر که او را داشت پا بر جا بود
 آن دست و قلم شکسته گردد                          
 کز خدمت خلق سر بپیچد
دامن حق در سال ۱۳۳۴ و پس از چاپ مطلبی انتقادی علیه بیمارستان شیر و خورشید توقیف گردید.محمد ذکری دوبار از سوی مردم اردبیل عضئ انجمن شهر اردبیل شده بود.او عضو حزب ایران نوین در سالهای دهه سی بود.خداوند روح بلندش را شاد کناد.
                                                                                                                     تا بعد

+ نوشته شده در  بیست و هفتم آذر 1384ساعت 15:55  توسط محمد   | 

چیز جالبی در زنجان دیدم.همین دیروز که رسیدم زنجان ، اول کارِِ ، نمایش جدید ساسان قجر را دیدم.نوشته ای از بیضائی((سلندر)) ولی به شیوه پانتومیم.کار خوبی بود.چند تا کار هم خواهم دید از اصغر شعبانی و رضا یاوری.تئاتری های زنجانی پرکار هستند و بسیار با امید و پر انرژی.اما چیزهایی هست که نمیگذارد رشد مطلوب و بایسته را داشته باشند.قجر کارگردان مولفی است که اگر بتواند جمع خوبی را دور خودش جمع بکند حتم خواهد توانست در پانتومیم ایران تاثیر شگرفی بر جای بگذارد.جایتان خالی.بازی رضا یاوری در این کار"نبرد"محشر بود و در جشنواره استانی هم جایزه اول را مثل سه چهار سال قبلی کسب کرده.دوست صمیمی من است و مفتخرم به این برادری.

 

 قرار هست در شب یلدا جشنواره نمایشهای آیینی و سنتی ""چله ریزان""در زنجان برگزار بشود.کار بسیار خوب و پسندیده ای است هم در احیای تئاتر ملی و هم در شاد کردن مردم و سرزنده نگهداشتن جامعه.


ساسان قجر هم در حال آماده سازی مجموعه دولتی و غیر دولتی در زنجان است برای برپایی اولین جشنواره نمایشهای قهوه خانه ای کشور.این ساسان عجیب نیروی سرشاری دارد از طرح و ایده های نمایشی و جشنواره ای.به همه دوستان پر تلاش زنجانی ام دست مریزاد میگویم و امیدوارم که موفق باشند.                     تا بعد

+ نوشته شده در  بیست و دوم آذر 1384ساعت 15:44  توسط محمد   | 

 

امشب شب تولد آیدین فرنگی است.آیدین آدم جالبی است.او فارغ از همه بند و بساط هایی که در جامعه پیرامونی موجود است دارد زندگی اش را میکند.برای شرق و سرمایه مطلب مینویسد و ترجمه میکند.برای مجلات تخصصی مینویسد و گاهی هم کارگاه خبرنویسی راه می اندازد.از همه مدعیان خبرنگاری و خبرنویسی و روزنامه نگاری در اردبیل بیشتر میفهمد و عمل میکند.حرفه ای است و در کارش دقیق.وبلاگش از جمله وبلاگهای باحال و مفید اردبیل است.
آیدین جان...سالروز میلادت مبارک و شاد باد....
این را هم بنویسم که راستش خیلی سخت بود در میان این همه مرگ و میر و غم و غربت؛شاد بودن و تبریک گفتن!شاید هم این خاصیت ایرانی باشد که نمیتواند غم را زود از یاد ببرد و امیدوار روزهای خوش باشد.بهر حال تا روزهای خوش،لبتان خندان.                      تا بعد

+ نوشته شده در  هفدهم آذر 1384ساعت 18:14  توسط محمد   | 

منوچهر نوذری هم رفت.این ماه شده است ماه عزا و نمیدانم چرا غم دست از سر ما بر نمیدارد.هواپیما و داستان نقص فنی آن هم انگار سوژه ای خواهد بود برای مورخان در آینده!
میخواهم از چند روز آتی در مورد فضای مزخرف چت و چت بازی در اردبیل چیزهایی بنویسم.وضعیت اسفباری شده!

+ نوشته شده در  هفدهم آذر 1384ساعت 17:58  توسط محمد   | 

هواپیما سقوط کرد و خبرنگارها کشته شدند.خیلی هستند.نمیشود در شماره گنجانده شان.نه که هزار ها یا میلیونها نفر باشند بلکه این آفاجعه!!!دمها همه اهل ادب و ذوق و رفاقت با دنیایی از آدمهای گونه گون بودند.خبرنگارها آدمهای شریفی هستند.مهم نیست که مسلمان باشند یا یهود و مجوس و مسیحی و لائیک.مهم نیست رنگ پوستشان چه باشد.مهم نیست زن بودن یا مرد بودنشان.مهم این است:بودن یا نبودن!
خبرنگارها آدمهای جالبی هستند. معرکه گیر و معرکه باز هستند.میدان دار هستند و بازی ساز.گاه بازیچه ولی بیشتر بازی ساز و هادی.میتوانند که جامعه را در رسیدن به جایگاه برتر یاری برسانند.میتوانند تاریک خانه ها را روشن کنند و اطلاعات را به جامعه برسانند.میتوانند روشنگر باشند و به همین خاطر خبرنگارها روشنفکر هم باید باشند که بیشتر اینگونه اند.
خبرنگار ها مردند و فکر میکنم در این حادثه مقصری هست که شاید مثل همیشه در فراموشی گم و پنهان خواهد شد و تقصیرکار هواپیما و خلبان خواهد بود.میدانید آن آدمی که اجازه پرواز با آن هواپیمای داغان و عهد قجری را میدهد مقصر است.مقصر کسی است که در مقابل تحولات هوایی می ایستد و نمی گذارد هواپیمای خوب در این مملکت پرواز کند.با این هواپیماهای اسقاطی باید
هر از چند گاهی منتظر چنین حوادثی بود.جان آدمها ...ارزشی دارد آیا؟                                                                                         تا بعد

+ نوشته شده در  شانزدهم آذر 1384ساعت 15:46  توسط محمد   | 

ممیز هم رفت و عجیب است که همه این استادان فن و هنر و اخلاق و مهربانی به یکباره قصد کوچ کرده اند و شتابناک ما را ترک میکنند.انگار اینجا برایشان سخت عذاب آور شده و میخواهند که زودتر بروند و ما را در غم فقدان خود غمین بگذارند.اینجاست که باید گفت:جایشان پر نشدنی و غیابشان صدمه ای است بر پیکر هنر ایرانی.
کاش آنهایی که دستی بر آتش خوب!!!بیت المال دارند کمی بجنبند و مانایی و پایایی هنر ایشان را از هر قشر و ملت و آیین، مستند کنند و در گنجینه ها نگاه دارند که آیندگان از ما بازخواست خواهند کرد.استاد نشانه هادر عزای استاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این فیلم رو از دست ندهید.فیلم دیدار رئیس جمهور با جوادی آملی است که در اون درباره احاطه شدن چیزی مثل خودش توسط نوری درخشان و مژه نزدن چیزهایی مثل روسای جمهور چند کشور جهان سومی در اجلاس سران دنیا در همین شهریور ماه گذشته.....واقعا آموزنده است.

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1384ساعت 12:41  توسط محمد   |