این یک نوازنده است ، مال همه تاریخ،همه دنیا،همه آدمهای عاشق، همه زندگی زمینی ما...

داوود غفارزادگان ، داستان نويس ايرانی و اهل اردبيل است. ساكن تهران و ناآشنا در شهر زادگاهش.شايد بيشتر از ده ـ پانزده نفر ندانند كه او چه كتابهايی نوشته است و چه جايگاهی در ادبيات داستانی ايران دارد. گرچه خود او هم چندان تمايلی به اينگونه كار ها ندارد. در پناه آرامش طوفانیاش كاغذهايی به دست ناشر می سپارد كه بعد از چاپ همهشان بحث برانگيز می شوند و خواندني.مثل ما سه نفر هستيم يا فال خون يا راز قتل آقا مير يا ۸ پهلوان پير و ۷ پسر جوان يا هزارپا يا پرواز درناها يا سنگاندازان غار كبود يا زخمه يا هوايی ديگر يا دختران دلريز يا كتاب های ديگرش كه ۷۰ را می زنند آنورتر... تا بعد